نمایش خانگی/روح الله حسینی: بالاخره با «سرخپوست» به اندازه یک قدم هم که شده جشنواره و سینمای ایران به سمت استفاده ای بهتر از نوید محمدزاده ورود کرد چون به جای آن تیپ پایین شهری عصبی حالا تصویری تازه از نوید می بینیم.
یکی از نقاط قوت فیلم، فیلم نامه بسیار خوب آن است که نیما جاویدی خود نوشته است. او با طرح گره اصلی فیلم در همان لحظات ابتدایی قصه، مخاطب را با داستان همراه میکند و در ادامه با پرداخت خوب داستان باعث میشود تماشاگر دو شخصیت اصلی و ماجرای قصه را کنجکاوانه دنبال کند. اگرچه در نیمه اول، فیلم برای لحظاتی از ریتم میافتد، اما طولی نمیکشد که اتفاقات هیجانانگیزی که با فاصله مناسبی در طول قصه رخ میدهد، یکی پس از دیگری تماشاگر را غافلگیر میکند و این غافلگیری تا پایان فیلم هم ادامه دارد.
هر چند که نوید محمدزاده در نقشهایی که تا پیش از «سرخپوست» بازی کرده، خودش را تکرار نکرده و نقش یک شخصیت عصبی و برون گرا، نمود متفاوتی در هر کدام از کاراکترهای او داشته است، اما کاراکتر «نعمت جاهد» به طور کلی با همه کاراکترهایی که تا به حال بازی کرده متفاوت است. شخصیت «نعمت جاهد» مثل همه افراد نظامی، یک فرد آرام، خونسرد و البته بسیار جدی است که در لایههای درونی شخصیت اش نشانی از عاطفه و مهربانی پیدا میشود و با آن شخصیت به اصطلاح کلهخرابی که از کاراکترهای او سراغ داریم، هیچ نسبتی ندارد.
هرچه بازی پریناز ایزدیار در این فیلم تماشاگر را غافلگیر نمیکند، در عوض نوید محمدزاده آن روی دیگر تواناییاش در بازیگری را به مخاطب ثابت میکند.


















هومن سیدی مثل همه کارهای اخیرش در «طلا»عالی است ولی مشکل، کیفیت دراماتیک «طلا» است که در حد و اندازه های بازی هومن نیست و هومن هم انگاری در تعارف با شهبازی مانده و نتوانسته جز متن را اجرا کند.
ایده و طرح تکراری اگر در اجرای تازه به کار گرفته شود قطعا میتواند به بالا بردن کیفیت بینجامد ولی «طلا» بیش از حد گرفتار اندرزگویی سینمای مطلوب ارگانهاست و گاهی چنان به دام نصیحت گرایی می افتد که انگاری در حال تماشای یک سریال تلویزیونی هستیم.
خوبی فیلم این است که میخواهد از واقعیات جامعه و به خصوص سوداگری هایی بگوید که در دل التهابات بازار ارز و طلا شکل گرفت ولی حیف که اجرای سردستی، فیلم را از تبدیل شدن به محصولی درجه یک و مانا بازداشته است.