Home Blog Page 140

ورود جشنواره به تصویری تازه از نوید در «سرخپوست»

نمایش خانگی/روح الله حسینی: بالاخره با «سرخپوست» به اندازه یک قدم هم که شده جشنواره و سینمای ایران به سمت استفاده ای بهتر از نوید محمدزاده ورود کرد چون به جای آن تیپ پایین شهری عصبی حالا تصویری تازه از نوید می بینیم.

یکی از نقاط قوت فیلم، فیلم نامه بسیار خوب آن است که نیما جاویدی خود نوشته است. او با طرح گره اصلی فیلم در همان لحظات ابتدایی قصه، مخاطب را با داستان همراه می‌کند و در ادامه با پرداخت خوب داستان باعث می‌شود تماشاگر دو شخصیت اصلی و ماجرای قصه را کنجکاوانه دنبال کند. اگرچه در نیمه اول، فیلم برای لحظاتی از ریتم می‌افتد، اما طولی نمی‌کشد که اتفاقات هیجان‌انگیزی که با فاصله مناسبی در طول قصه رخ می‌دهد، یکی پس از دیگری تماشاگر را غافلگیر می‌کند و این غافلگیری تا پایان فیلم هم ادامه دارد.

هر چند که نوید محمدزاده در نقش‌هایی که تا پیش از «سرخ‌پوست» بازی کرده، خودش را تکرار نکرده و نقش یک شخصیت عصبی و برون گرا، نمود متفاوتی در هر کدام از کاراکتر‌های او داشته است، اما کاراکتر «نعمت جاهد» به طور کلی با همه کاراکتر‌هایی که تا به حال بازی کرده متفاوت است. شخصیت «نعمت جاهد» مثل همه افراد نظامی، یک فرد آرام، خونسرد و البته بسیار جدی است که در لایه‌های درونی شخصیت اش نشانی از عاطفه و مهربانی پیدا می‌شود و با آن شخصیت به اصطلاح کله‌خرابی که از کاراکتر‌های او سراغ داریم، هیچ نسبتی ندارد.

هرچه بازی پریناز ایزدیار در این فیلم تماشاگر را غافلگیر نمی‌کند، در عوض نوید محمدزاده آن روی دیگر توانایی‌اش در بازیگری را به مخاطب ثابت می‌کند.

«قورباغه»؛ عامل دوری یک ساله نوید محمدزاده از جشنواره فجر!!؟

نوید محمدزاده و هومن سیدی

نمایش خانگی: نوید محمدزاده تلاش زیادی کرده بود که حضورش در «متری شش و نیم» حضوری موثر باشد اما انتخاب نادرست بازیگر مقابل او که پیمان معادی باشد موجب شده تلاشهای محمدزاده هم ابتر بماند. متعاقب رونمایی «متری شش و نیم» در جشنواره، نوید از دوری یکساله از جشنواره فجر حرف زد و اینکه سال بعد قطعا در جشنواره فیلم نخواهد داشت.

بسیاری گمان کردند نقدهایی که به نوع بازی تکراری او در کاراکترهای مختلف معتاد از «ابد…» تا «مغزها» و حالا «متری شش و نیم» شده عامل دلخوری و تحریم جشنواره فجر است ولی شنیده های «نمایش خانگی» حکایت از آن دارد که محمدزاده به زودی درگیر بازی در سریالی با نام «قورباغه» خواهد شد و همین دلمشغولی است که باعث میشود چند ماهی از سینمای ایران دور باشد.

«قورباغه» را هومن سیدی میسازد که پیشتر با نوید در «خشم و هیاهو»، «سیزده» و «مغزها…» نیز همکاری کرده بود و داستان سریال فضایی جوانانه دارد و درباره زندگی آدمهایی از اجتماع ایران است که کمتر دیده شده اند و از جمله رپرها و موادفروشها!!

سال آینده نوید در جشنواره فیلم نخواهد داشت ولی با عرضه سریال خانگی «قورباغه» از طریق تصویرگسترپاسارگاد به شبکه خانگی، قطعا حاشیه های نوید ده چندان خواهد شد.

تنابنده با «قسم» جاه طلبی را وارد جشنواره کرد ولی…

 

نمایش خانگی/روح الله حسینی: «قسم» هم به مانند فیلم قبلی محسن تنابنده یعنی «گینس» و همچنین سریال «پایتخت» که موفقترین کار تنابنده است براساس یک سفر ساخته شده است.

اینکه تنابنده سعی میکند حین ساخت فیلم، جاه طلبیهایی مانند پرتاب اتوبوس به داخل یک استخر پرآب داشته باشد خیلی هم خوب است و نشان دهنده تفاوت دیدگاه تنابنده با کارگردانان پیرو و اسباب بالا رفتن کیفی جشنواره سی و هفتم شده است.

با این حال مشکل اصلی تنابنده در داستان پردازی «قسم» است که پر شده از دیالوگهای پرسروصدا و گوشخراش که به جای آن که مخاطب را به درک کاراکترها برساند آنها را از فیلم زده میکند.

وایت فیلم «قسم» درباره دو خواهر با نام راضیه و مرضیه (مهناز افشار) است که تصور می‌کنند خواهرشان رضوانه بدست شوهرش، بهمن (مهران احمدی) به قتل رسیده است. مرضیه اهالی فامیل را با اتوبوس جمع می‌کند که به مشهد بروند تا در دادگاه علیه بهمن قسم بخورند تا راضیه و مرضیه، شوهر خواهرشان را به جرم قتل قصاص کنند.

طبیعی است وقتی یک اتوبوس بازیگر را با یک مجادله طولانی درباره قتل یک زن، در مقابل یکدیگر قرار می‌دهیم، آنقدر حجم دیالوگ‌های افزایش پیدا می‌کند، که به صورت طبیعی از حجم قصه کاسته می‌شود. بنای روایت هم مجادله، کشمکش و دیالوگ‌های فراوانی است که از دهانه یک مسلسل شلیک می‌شوند. کافیست صدای یکی از تیرها شنیده نشود.

در این صورت کل درام برای مخاطب گنگ و بی معنی می‌شود. قصه فیلم به قدری شلوغ است که تماشاگر باید حوصله کافی داشته باشد که از میان کلی بحث و جدل میان اعضا خانواده مقتوله، در یک اتوبوس با میزانسن‌های تکرار شونده، گذشته، حال و آینده یک رویداد را کشف کند!

ورود جشنواره به جامعه مداحی با «زهرمار»

زهرمار

نمایش خانگی/هانیه معینی: «زهرمار» از جمله کمدیهایی است که به جشنواره آمده تا دوز حمایت مخاطبان از جشنواره بالاتر برود.

فیلم ظاهرا بر روی مضمونی تابوشکن دست گذاشته و سعی کرده با مداحان شوخی کند ولی افسوس که این شوخی در سطح میماند و به عمق نمیزند.

جواد رضویان کارگردان فیلم بازیگر خوبی است و تقریبا در همه جا گلیم خود را از آب کشیده ولی چرا در «زهرمار» نرفته به سمت اینکه کمی هم نقد کند جامعه مداحی را ؟

او از چه ترسیده؟ آیا اجازه اش را نداده اند؟؟

وقتی حتی امثال ده نمکی و تبریزی خیلی راحت حتی با جنگ هم شوخی میکنند چرا رضویان نباید یک گام به پیش میگذاشت و با جامعه مداحی شوخی میکرد؟

با این همه «زهرمار» همچنان فیلم سرپایی است چون سعی کرده راه را باز کند برای دیگرانی که میخواهند با مداحان شوخی کنند تا دستشان بسته نباشد.

«زهرمار» بازیهای خوبی هم دارد بخصوص بازی سیامک انصاری که خیلی راحت و بی لکنت نقش یک مداح را درآورده. اینها دستاوردهایی خوب است برای یک فیلم اولی به نام جواد رضویان.

مواجهه رئالیستی با ماوراء و ارتباط‌گیری با ارواح⇐قسمت پنجم سریال «احضار» عرضه شد+عکس

احضار(قسمت پنجم)

نمایش خانگی: پنجمین قسمت سریال «احضار» از طریق گلرنگ‌‎رسانه به شبکه خانگی عرضه شد.

«احضار» اولین سریال ایرانی است که در کنار مایه های ملودرام، روایتی ترسناک از ارتباط با ماوراء ارائه می‌کند.

«احضار» را رامین عباسی‌‌زاده کارگردانی و تهیه کرده است. امیرشیبان خاقانی تدوین سریال را برعهده داشته و شهاب کاظمی مجری طرح «احضار» بوده است.

الهه جعفری، شهریار ربانی، کیمیا ملایی، بنیامین پیروانی، حسین سیفی، ریحانه رضی، یاسمن همتی، نرگس امینی، نوش آفرین رحمانی، شیما مرزی، بهار خانی، محمد توکلی و با هنرمندی سلیمه رنگزن بازیگران این سریال هستند.

سریال «احضار» از طریق گلرنگ‌رسانه به شبکه خانگی عرضه شده است و امکان تماشای آن از طریق سامانه فیلیمو هم برای مخاطبان فراهم است. مدیریت تبلیغات و اطلاع‌رسانی سریال، مدیاژورنال است.

در قسمت پنجم «احضار» گذشته گیسو و اتفاقات خانه دکترسینا زیر ذره بین میرود و با ورود نیروهای اهریمنی به ماجرا متوجه میشویم چگونه پای گیسو به میز احضار و ارتباط با ماوراءالطبیعه باز شده است…

احضار(قسمت پنجم)
احضار(قسمت پنجم)

قسمت دوم «نهنگ آبی» به شبکه خانگی آمد+عکس

نهنگ آبی

نمایش خانگی: قسمت دوم «نهنگ آبی» فریدون جیرانی از طریق موسسه هنراول به شبکه خانگی آمد.

«نهنگ آبی» سریالی پرهزینه بوده و از بازیگران متنوعی سود میبرد و از جمله؛ لیلا حاتمی، ساعد سهیلی، حمیدرضا آذرنگ، ماهور الوند، فرهاد آئیش، مجید مظفری، ویشکا آسایش، حسین یاری، آزاده صمدی، پریوش نظریه، الهام کردا، ستاره پسیانی و دیبا زاهدی.

تهیه کنندگی «نهنگ آبی» را سعید ملکان برعهده داشته که در فصل اول سریال پرحاشیه «شهرزاد» به عنوان مجری طرح حضور داشته است.

نهنگ آبی
نهنگ آبی

 

«ماهورا» به شبکه خانگی رسید+عکس

ماهورا

نمایش خانگی: فیلم «ماهورا»حمید زرگرنژاد از طریق «تصویردنیای هنر» به شبکه خانگی رسید.

ساعد سهیلی، میترا حجار، بهاره کیان‌افشار، کامران تفتی، احمد کاوری، محسن افشانی، مهدی صبایی، مونا فرجاد، مالک سراج، یوسف مرادیان و داریوش ارجمند از بازیگران این فیلم  هستند.

در خلاصه داستان این فیلم که در حاشیه جنگ میگذرد، آمده: در زندگی تو زنی است با چشمانی شکوهمند که لبانش خوشه انگور و لبخندش موسیقی و گل، اما هرکس بخواهد به او نزدیک شود ناپدید می‌شود.

ماهورا
ماهورا

وقتی «طلا» نمیتواند انتظارات مخاطبان جشنواره را برآورده کند

نمایش خانگی/وحید مشکات: «طلا» جزو کنجکاوی برانگیزترین فیلمهای جشنواره سی و هفتم فجر بود؛ به لحاظ کارنامه پرویز شهبازی که با «دربند» و «عیار14» توجهات را جلب کرده بود خیلیها انتظار این را داشتند که «طلا» هم فیلم تازه و دست اولی از ارتباطات جوانان این روزگار باشد.

با این حال نسبت به کارنامه خود شهبازی «طلا» فیلم تازه ای نیست و بیشتر یک فیلم واپسگرایانه است که همه موتیفهای آثار سابق شهبازی را یکجا کنار هم ارائه داده است.

هومن سیدی مثل همه کارهای اخیرش در «طلا»عالی است ولی مشکل، کیفیت دراماتیک «طلا» است که در حد و اندازه های بازی هومن نیست و هومن هم انگاری در تعارف با شهبازی مانده و نتوانسته جز متن را اجرا کند.

ایده و طرح تکراری اگر در اجرای تازه به کار گرفته شود قطعا میتواند به بالا بردن کیفیت بینجامد ولی «طلا» بیش از حد گرفتار اندرزگویی سینمای مطلوب ارگانهاست و گاهی چنان به دام نصیحت گرایی می افتد که انگاری در حال تماشای یک سریال تلویزیونی هستیم.

خوبی فیلم این است که میخواهد از واقعیات جامعه و به خصوص سوداگری هایی بگوید که در دل التهابات بازار ارز و طلا شکل گرفت ولی حیف که اجرای سردستی، فیلم را از تبدیل شدن به محصولی درجه یک و مانا بازداشته است.

«شبی که ماه کامل شد»؛ یک فیلم زندگینامه ای ویژه در جشنواره سی و هفتم

 

نمایش خانگی/هانیه معینی: «شبی که ماه کامل شد» با حواشی ناشی از اعتراضات تدوینگر اولیه و همچنین مادر شهدای منصوری در جشنواره رونمایی شد و در عین مزایای خود ایراداتی هم داشت.

از جمله مزایای فیلم این است که بالاخره سینمای ایران را به طور جدی وارد فاز زندگینامه ای کرده تا از حاشیه زندگی اطرافیان هم که شده یکی مانند عبدالمالک ریگی را بشناسیم.

از دیگر مزایای فیلم جدید نرگس آبیار ترکیب خود بازیگرانش است. به طور کلی انتخاب بازیگرها در این فیلم هوشمندانه بوده و با هنرمندی تمام قد آن‎ها نیز محصولی کاملا چشمگیر ساخته است. انتخاب چهره‌های محبوب و اصطلاحا بفروش برای این فیلم یک انتخاب منطقی برای بازگشت سرمایه‌های فیلم بوده و با وجود آنکه 4 نفر از بازیگران اصلی با کمدی‌هایی که کار کرده بودند در ذهن مخاطب ثبت شده‎اند و این موضوع ریسک انتخاب را بالا می‌برد اما ترکیب توانمندی بازیگرها و نرگس آبیار خروجی بسیار دلچسبی داشته است.

بازی فرشته صدرعرفایی بی شک یکی از بهترین بازی‌های چند سال اخیر سینمای ایران است که در کنار گریم بسیار دقیقش توانست بیشترین حس واقعی بودن را از فیلم نرگس آبیار به مخاطب منتقل کند، هر چند کاراکتر او به عنوان یک نقش مثبت آنطور که شایسته بود در فیلمنامه مورد توجه قرار نگرفته بود.

هوتن شکیبا و الناز شاکردوست هم بعد از صدر عرفایی بازی‎های خوبی به نمایش گذاشتند. ظاهر شدن این دو چهره آشنا در نقش‌هایی کاملا متفاوت با کارنامه‌شان بیشتر از سطح توقع بود؛ به ویژه الناز شاکردوست که ایفای نقش فائزه زندگی کاری او را قطعا به دو بخش متفاوت تبدیل خواهد کرد.

مشکلات فیلم ولی در تاکید بیش از حد کارگردان بر استفاده از دوربین روی دست و ناتوانی در چگونگی دگردیسی برادر ریگی رخ میدهد. چرا نرگس آبیار به سراغ استفاده از فیلمبرداری ایستا نرفته و مدام با حرکات مرتعش دوربین، چشمان مخاطب را خسته کرده است؟؟؟ چرا در داستان پردازی کوشیده نشده التقاط را به عنوان امری شوم که باعث دگردیسی میشود نشان دهد؟

اگر این مشکلات را کنار زمان طولانی فیلم بگذاریم یقینا با محصولی متوسط و نه عالی در جشنواره سی و هفتم فجر روبروییم.

«متری شش و نیم» جشنواره را به تحسین واداشت ولی به ریشه ها نزد…

متری شش و نیم

نمایش خانگی/هانیه معینی: «متری شش و نیم» شروعی غافلگیرکننده دارد و خیلی خوب سکانس ابتدایی را به پایان میرساند و همین است که جشنواره سی و هفتم فجر را به تحسین وامیدارد.

«متری شش و نیم» در تصویرسازی ارتباطات طبقه پایین و آنچه در کلانتریهای ما میگذرد هم خیلی خوب عمل کرده که شاید ناشی از نظارت نیروهای انتظامی و قضایی بر روند تولید بوده است.

«متری شیش و نیم» که سعی کرده رئالیسم را رعایت کند، به یکی از ملتهب ترین مسائل روز ایران یعنی اعتیاد و باندهای قاچاق پرداخته است. بحرانی که قتل های وحشتناک، تن فروشی، بی خانمانی و دهها مشکل دیگر را در لابلای شاخ و برگ خود پنهان کرده است و عمده این مشکل نیز به واسطه شکاف طبقاتی و روحیه جاه طلبی افرادی است که می خواهند این فاصله را پر کنند.

باید گفت ناصر خاکزاد که نقش آن را نوید محمدزاده ایفا می کند، نمونه ای از خروار است. جوانی که طعم گس و بدمزه فقر را چشیده و با پشت سر گذاشتن یک دوره سخت کودکی و نوجوانی از خانه نمور پائین شهری با کوچه باریکی که وی را از دیدن آسمان آبی محروم ساخته و محیط ناسالمی که او را مستعد یک حرفه آبرومند بار نیاورده است، برای رسیدن به آمال و آرزوهایی که دارد، جامعه را وسیله قرار می دهد.

در هر جامعه ای که فاصله طبقاتی آن به شکل یک ورطه هولناک پدید آمده باشد، زمینه آن برای پرورش چنین افرادی دور از انتظار نیست و وقتی که به وجود آمد و صدمه هایی را به پیکره اجتماع وارد کرد، جز طناب و چوبه دار نمی تواند این لجام گسیختگی را مهار کند!

تنها مشکل فیلم آن است که ریشه های شکل گیری باندهای قاچاق مواد مخدر را بیان نمیکند یا شاید بهش اجازه نداده اند که بیان کند. اگر «متری شش و نیم» به ریشه میزد ماندگاریش صدچندان میشد.