Home Blog Page 202

ادعای مدیر کل دفتر نمایش خانگی⇐تمامی حقوق «کلاه قرمزی» به تهیه‌کننده واگذار شده است!

کلاه قرمزی96

نمایش خانگی: مدیر کل دفتر نمایش خانگی اعلام کرد تمامی حقوق عروسک های «کلاه قرمزی» به تهیه کننده واگذار شده است!!!

به گزارش سایت خبری-تحلیلی نمایش خانگی بعد از ادعای تهیه کننده مجموعه در عرضه “کلاه قرمزی96” به شبکه خانگی و اظهارنظر مدیر گروه کودک و قائم مقام شبکه دو سیما پیرامون مالکیت سازمان بر این مجموعه، حالا مدیر کل دفتر نمایش خانگی سازمان سینمایی به مهر بیان کرد: تمامی حقوق عروسک های «کلاه قرمزی» مردادماه سال ۸۸ طی قراردادی از سوی شبکه دو سیما به تهیه‌کننده این مجموعه واگذار شده است بنابراین صدور هر گونه مجوز از منظر حقوقی صرفا با توجه به قراردادهای ارائه شده و مستندات موجود خواهد بود.

حسین پارسایی ضمن ابراز تاسف از اختلافات پیش آمده و تاکید بر رعایت حقوق مادی و معنوی مالک اثر با ابراز امیدواری از اینکه «کلاه قرمزی» با هر مدیومی بتواند همچنان مهمان خانواده‌های ایرانی باشد، افزود: با توجه به استقبال بسیار خوبی که از این مجموعه شده است و همچنین مخاطبان زیادی که همواره در انتظار دیدن آن هستند، همچنان امیدواریم با رفع اختلافات پیش آمده به زودی کودکان سرزمین‌مان به تماشای این مجموعه موفق بنشینند.

قائم‌مقام شبکه دو عرضه «کلاه قرمزی96» در شبکه خانگی را تکذیب کرد

کلاه قرمزی

نمایش خانگی: متعاقب انتشار گزارشی با محوریت بدهی تهیه کننده «کلاه قرمزی۹۶» به عوامل و بروز اعتراضات از سوی برخی عوامل خبری منتشر شد مبنی بر عرضه این سریال از طریق شبکه خانگی.

به گزارش سایت خبری-تحلیلی «نمایش خانگی» انتشار آن خبر مواجه شد با طرح پرسشهایی مبنی بر اینکه آیا عرضه خانگی سریال با هماهنگی میان تهیه کننده و مالک اصلی «کلاه قرمزی» یعنی رسانه ملی بوده است؟

ساعاتی بعد از طرح آن پرسش از یک طرف سایت «نمایش خانگی» خبر داد که هیچ مجوزی برای پخش خانگی «کلاه قرمزی۹۶» صادر نشده است(اینجا را بخوانید) و از طرف دیگر مدیر گروه کودک و نوجوان شبکه ۲ سیما در گفتگو با «جوان» با رد خبر عرضه سریال در شبکه خانگی، مالکیت آن را برای تلویزیون دانست.(اینجا را بخوانید)

حالا حمیدرضا دیبایی قائم مقام شبکه دوم سیما نیز با تأیید مالکیت صداوسیما بر «کلاه قرمزی» به «سینماروزان» گفت: رایت «کلاه قرمزی» برای تلویزیون است و طبیعی است که اگر سریال بخواهد به شبکه خانگی عرضه شود باید تعاملات لازم با سازمان صورت گرفته باشد اما هیچ تعاملی در این زمینه صورت نگرفته است. اینکه چگونه بدون هماهنگی با سازمان بنا شده سریال به شبکه خانگی بیاید مشخص نیست.

 

قسمت سیزدهم «عاشقانه» آمد+عکس و تیزر

عاشقانه

نمایش خانگی: سیزدهمین قسمت سریال «عاشقانه»منوچهر هادی از طریق موسسه هنرنمای پارسیان به شبکه خانگی عرضه شد.

به گزارش سایت خبری-تحلیلی «نمایش خانگی» سریال «عاشقانه» که از قسمت اول زمینه اش را بر به تصویر کشیدن فراز و فرودهای زندگی زوجهایی در طبقات سنی مختلف گذاشته بود در قسمتهای اخیر مایه های جنایی هم پیدا کرده است.

قتل کاراکتر «گیسو» با بازی مهناز افشار توسط ساره بیات موجب آن شده است که پیش بینی های مختلفی درباره امتداد داستان شکل گیرد که بخشی از نتایج این پیش بینی ها در قسمت سیزدهم ارائه شده است.

قسمت سیزدهم «عاشقانه» با تصویر روی جلدی که حسین یاری، ساره بیات و محمدرضا گلزار را نشان میدهد به شبکه خانگی آمده است.

همچنان نام هومن کبیری و مهدی گلستانه است که به عنوان تهیه کننده روی جلد هست.

برای دیدن تیزر این قسمت اینجا را ببینید.

عاشقانه(13)
عاشقانه(13)

افشای جعبه سیاه مستندی که یک بازداشتی88 در شبکه خانگی توزیع کرد+عکس

مستند-قاب‌ها-کیوان-مهرگان

نمایش خانگی: کمتر پیش می آید که مستند آن هم از نوع سیاسی در شبکه خانگی توزیع شود اما کیوان مهرگان خبرنگاری که در جریان حوادث بعد از انتخابات88 مدتی بازداشت شده بود اخیرا مستندی به نام «قابها» را به شبکه خانگی عرضه کرده که علیرغم تیراژ محدود اقبال مثبتی نسبت به آن وجود داشته است.

به گزارش سایت خبری-تحلیلی «نمایش خانگی»  راوی مستند«قاب ها» صادق زیباکلام است و فیلم شامل یک مونولوگ ۳۰ دقیقه‌ای با موضوع تاریخ معاصر ایران است.

در این مستند به دفاع مقدس، نهضت ملی، مشروطه، چند واقعه ورزشی و سیاسی معاصر،  شخصیت های ورزشی و سیاسی معاصر که در جامعه تاثیرگذار بودند، اشاره شده است. از جمله شخصیت هایی که به آن اشاره شده است می توان به زنده یاد جهان پهلوان تختی و جایگاه او در جامعه و تاثیرگذاری این شخصیت چه در ورزش و چه در سیاست اشاره کرد.

کیوان مهرگان که تهیه کنندگی و کارگردانی «قابها» را برعهده داشته در گفتگویی با «اعتماد» به چگونگی تولید این مستند اشاره کرده است.

اينكه چه چيزي سبب موفقيت اين مستند در فروش شده شايد به سوژه آن مربوط است، موضوعي كه سال‌ها پيش ذهن مهرگان را به خود مشغول كرده بود: «من بچه اسلام‌آباد غربم. جايي كه با تهران ششصد كيلومتر فاصله دارد. بعد از جنگ و با اعمال نظام سهميه‌بندي كنكور، اسلام‌آباد غرب منطقه سه به حساب آمد. اين سهميه‌بندي امكاني را فراهم كرده بود تا جوان‌ها بتوانند با استفاده از آن در دانشگاه‌هاي معتبر كشور پذيرفته شوند. در تعطيلات ميان‌ترم كه اين دانشجوها به شهرشان بازمي‌گشتند، حرف‌هاي زيادي از جهان ناشناخته دانشگاه و شهر تهران داشتند. دوستان هم دور آنها حلقه مي‌زدند و اين خاطرات را مي‌شنيدند.»
از ميان همين خاطرات كيوان مهرگان با اتاق دكتر زيباكلام در دانشگاه تهران مواجه شد. البته آن زمان تنها دو قاب عكس روي ديوار اتاق استاد دانشگاه تهران جا خوش كرده بود، يكي تصوير نلسون ماندلا و ديگري گربه‌اي كه دختر زيباكلام آن را نقاشي كرده بود. اين خاطره با مهرگان ماند تا اينكه دست تقدير او را به دنياي روزنامه‌نگاري كشاند: «به واسطه حرفه‌ام، زياد به آقاي زيباكلام مراجعه مي‌كردم اما عموم قرارهاي ما يا تلفني بود يا در منزل ايشان گذاشته مي‌شد. ماجرا به همين روال ادامه پيدا كرد تا سال ٩٠ كه تقريبا امكان فعاليت مطبوعاتي نداشتم، ولي دلم براي كساني كه به واسطه كارم با آنها در ارتباط بودم، تنگ شده بود. يك‌روز تصميم گرفتم دكتر زيباكلام را ببينم. تماس گرفتم و گفت بيا دانشگاه تهران. وارد اتاق كه شدم، نخستين چيزي كه يادم افتاد خاطره‌اي بود كه از اتاق او شنيده بودم، همان دو قاب ماندلا و نقاشي يك گربه.»
اين‌بار اما ديوار اتاق دكتر زيباكلام در دانشكده حقوق، محدود به دو قاب نبود. مهرگان با انبوه قاب‌هايي مواجه شده كه اتفاقا تناقض فراواني با هم دارند: «مثلا هم عكس قوام روي ديوار بود و هم ماشين له شده مصدق! پرسيدم اين قاب‌ها چه ربطي به هم دارند؟ آقاي زيباكلام گفت داستان‌شان مفصل است و اگر بخواهي برايت تعريف مي‌كنم. همان موقع به ذهنم زد و گفتم حاضريد اين توضيحات را جلوي دوربين بدهيد؟ چند ثانيه مكث كرد و گفت: بله.»
پاسخ مثبت زيباكلام به روايت اين داستان‌ها در ادامه موجب شد تا همكاري تمام و كمالي براي ساخت اين مستند داشته باشد. مثلا مهرگان رد كردن دوربين‌ها را به استاد سپرده و براي اين كار خودش را درگير مجوزهاي مرسوم و معمول نكرده است. او معتقد است، همكاري زيباكلام ناشي از شناختي است كه از رسانه دارد: «آقاي زيباكلام هيچ مشكلي با رسانه ندارد. قدرت رسانه را بسيار مي‌فهمد و اهميت رسانه را درك مي‌كند و او از كوچك‌ترين فرصتي براي بيان ديدگاه‌هايش استفاده مي‌كند. به همين خاطر شهرت او فراتر از تهران و محيط دانشگاهي است و همين حالا خيلي‌ها از شهرستان درخواست كرده‌اند كه شرايط حضور مستند «قاب‌ها» را در شهرشان فراهم كنيم. آقاي زيباكلام به مدد شبكه‌هاي اجتماعي به قهرمان تلگرام تبديل شدند. هيچ‌كدام از شخصيت‌هاي دانشگاهي ما، حتي يوسف اباذري كه آن حرف‌ها را درباره مرتضي پاشايي زد و جنجال به پا كرد، به اندازه آقاي زيباكلام مشهور نيست و مورد اقبال جامعه قرار ندارد.»
در ادامه مهرگان بعد از مونتاژ «قاب‌ها» به فكر نمايش فيلمش مي‌افتد: «سال ٩١ من جرات نمي‌كردم بگويم چنين فيلمي ساخته‌ام. يك تعداد نمايش محدود خانگي براي دوستانم گذاشتم و از طريق يكي از دوستان فيلم را به جشنواره سينماي نسل شرقي كانادا فرستادم. برخلاف انتظارم فيلم در آن جشنواره نامزد بهترين مستند شد. سال ٩٣ حسين گوهري پيشنهاد داد كه فيلم را در جشنواره سينماحقيقت اكران كنم. اما من آن زمان همچنان متقاعد نشده بودم فضا براي اكران چنين فيلمي مساعد باشد. سال ٩٤ كه بعد از هشت، نه ماه با آزادي مشروط از زندان بيرون آمدم، عطش بسياري داشتم كه شرايط زندان را پشت سر بگذارم و به فضاي حرفه‌اي و فعاليت‌هاي كاري‌ام بازگردم. تصميم گرفتيم فيلم را براي حضور در جشنواره سينماحقيقت آماده كنيم. ايده‌اي داشتم كه بتوانم فيلم را بعد از گذشت پنج سال، نمايش دهم. آن ايده اين بود كه بعد از پنج سال با خريد قابي به ديدن دكتر زيباكلام مي‌روم و در ادامه هم اين ايده با موافقت دوستان مواجه شد و من بدون سوداي نامزدي و جايزه، فيلم را در جشنواره سينماحقيقت نمايش دادم.»
«قاب‌ها» قرار بود در گروه هنر و تجربه هم روي پرده برود، اما به دليل زمان كوتاه آن، بايد با فيلم ديگري در يك سئانس قرار مي‌گرفت. مهرگان اما راضي به انجام اين كار نشد چرا كه مي‌خواست فيلم به تنهايي روي مخاطب تاثير بگذارد، از همين رو تصميم گرفت اين مستند را در شبكه نمايش خانگي عرضه كند: «طبق قانون بايد موسسه‌اي درخواست عرضه فيلم را بدهد. با دفتر نظارت و ارزشيابي وزارت ارشاد تماس گرفتم و گفتند اگر تيراژت پايين باشد به خودت مجوز مي‌دهند. همين اتفاق افتاد و به ما مجوز دادند. خوشبختانه حتي يك فريم هم از فيلم در نيامد و همكاري باورنكردني و برخورد خوب و همدلانه‌اي با من داشتند.»
«قاب‌ها» با محوريت روايت صادق زيباكلام از تاريخ معاصر ساخته شده است. در اين مستند مهرگان فرض را بر اين گذاشته كه مخاطب براي نخستين‌بار با نام صادق زيباكلام برخورد مي‌كند: «يك چيزي را فراموش نكنيد، آقاي زيباكلام از سال ٩٢ به اين طرف به ستاره فضاي مجازي تبديل شد. تا قبل از آن و به خصوص سال ٩٠، او چهره‌اي بود كه ميان جماعت روزنامه‌خوان‌ شناخته شده بود. اگر خاطرتان باشد بعد از آن صحبتي كه درباره رضاشاه در شبكه چهار كرد، مورد توجه شبكه‌هاي اجتماعي قرار گرفت. كليت ديوار اتاق او در دانشگاه عكس ذهني آقاي زيباكلام درباره تاريخ معاصر است. خب، آقاي زيباكلام هم شخصيت پر شر و شوري دارد و بسيار بازيگوش است. به نظرم نياز بود چنين كاراكتري به مخاطب معرفي شود.»
مهرگان تلاش كرده از خلال روايت تاريخ معاصر، گريزي هم به وقايع ٨٨ بزند، اتفاقي كه چندان در حوزه مستندسازي و سينما مرسوم نيست: «در مجامع رسمي هنري حرفي به غير از فيلم‌هايي چون «قلاده‌هاي طلا» و «ماه‌گرفتگي» كه روايتي يك‌طرفه از ماجراهاي ٨٨ دارند، موضع‌گيري ديگري نديده‌ايم و به اين شكل اجازه ندادند آدم‌هاي ديگر، روايت خودشان را از اين مساله داشته باشند. در سكانسي از «قاب‌ها» تصاويري از دادگاه‌هاي ٨٨ براي نخستين‌بار در يك فيلم مستند به نمايش درمي‌آيد و آقاي دكتر زيباكلام به عنوان چهره‌اي شناخته شده ميان اصلاح‌طلبان، ديدگاه خودش را درباره آنچه منتهي به دادگاه‌هاي سال ٨٨ و بعد از آن شده به صورت موجز بيان مي‌كند. من فكر مي‌كنم جناح مقابل تلاش كرد با راه انداختن ٨٨، جناح اصلاح‌طلب را به كلي از عرصه سياسي حذف و منزوي كند. در ادامه اما فعل و انفعالاتي اتفاق افتاد كه اين پروژه را با شكست صددرصد مواجه كرد. همانطور كه امروز مي‌بينيد بعد از گذشت هفت سال از آن واقعه جناح اصلاح‌طلب زندان‌هاي‌شان را رفتند، توقيف‌ها و محروميت‌ها و ردصلاحيت‌هاي‌شان را كشيده‌اند و هم در رياست‌جمهوري و هم در مجلس و شوراي شهر اكثريت آرا را در اختيار دارند.»
كيوان مهرگان كه اين روزها در تدارك ساخت مستند تازه‌اش با نام «٣٣٥٠ روز» است قرار است اين‌بار به واسطه يك عكس تصوير عجيب و غريب آدم‌هاي مختلفي را روايت كند: «از مرگ و مهاجرت گرفته تا عشق و ازدواج و انزوا و قدرت در اين عكس اتفاق افتاده است. هشتاد درصد تصاوير اين مستند فيلمبرداري شده و بيست درصد آن باقي مانده است. فكر مي‌كنم نسخه اوليه اين فيلم تا شهريورماه آماده شود.»
او توصيه‌اي هم به مستندسازاني دارد كه تا امروز خطر عرضه آثارشان را در شبكه نمايش خانگي به جان نخريده‌اند: «مي‌خواهم به همكارانم در سينماي مستند بگويم كه قطعا با يك برنامه‌ريزي درست مي‌شود مستند كوتاه را هم به شبكه نمايش خانگي برد. همچنين از كساني كه در حوزه پخش فعاليت مي‌كنند استدعا دارم، در اين بخش جايي هم براي توزيع مويرگي مستند در نظر بگيرند. فيلم مستند پايه فيلم داستاني و تقويت‌كننده ذائقه مخاطب است. ذائقه مخاطب با ديدن فيلم مستند به خصوص فيلم‌هاي مستند سياسي، كه در سينماي ايران انگشت‌شمار است، تقويت مي‌شود.»

مستند-قاب‌ها
مستند-قاب‌ها

 

یک مدیر تلویزیون پخش «کلاه قرمزی96» در شبکه خانگی را رد کرد و تأکید نمود⇐رایت «کلاه قرمزی» برای صداوسیما است

کلاه قرمزی

نمایش خانگی: حواشی خبر انتشار “کلاه قرمزی96” در شبکه خانگی که مدتی کوتاه بعد از اعتراض برخی عوامل نسبت به عدم پرداخت دستمزدشان در این سریال مطرح شد، ادامه دارد.

پیشتر سایت نمایش خانگی از عدم صدور مجوز خانگی برای این مجموعه خبر داد(اینجا را بخوانید) و حالا یک مدیر تلویزیون با تاکید بر مالکیت سیما بر این مجموعه، پخش آن در شبکه خانگی را رد کرد.

آذرميدخت آذرهوش، مديرگروه کودک و نوجوان شبکه2 سيما در گفت‌و‌گو با «جوان» با تأکيد بر اينکه رايت برنامه تلويزيوني کلاه قرمزي براي صداوسيما است، احتمال توافق ميان شبکه2 سيما و پخش‌کننده شبکه نمايش خانگي را براي پخش اين مجموعه رد کرد.

آذرهوش البته اظهارنظر بيشتر درباره جزئيات پخش کلاه قرمزي در شبکه نمايش خانگي و توافق احتمالي در سطحي بالاتر از شبکه2 سيما را منوط به کسب اطلاعات بيشتر کرد.

اکبر عبدی درگیر ماجرای سرقت یک قالیچه+عکس

جاده آسمان

نمایش خانگی: فیلم تلویزیونی «جاده آسمان»کامبیز کاشفی، ده سال بعد از تولید از طریق موسسه هنرنمای پارسیان به شبکه خانگی آمد.

به گزارش سایت خبری-تحلیلی «نمایش خانگی» این فیلم تلویزیونی داستان جوانی را روایت میکند که هرچند علاقه به قهرمانی در مسابقات رالی دارد اما به ناگاه درگیر سرقت یک قالیچه می شود؛ آن هم سرقت قالیچه ای که بناست به آستان قدس اهدا شود.

بابک حمیدیان ، اکبر عبدی، گلاره عباسی، کاظم بلوچی، زویا امامی، فاطمه طاهری و کاظم هژیرآزاد بازیگران «جاده آسمان» هستند ضمن اینکه کامبیز کاشفی کارگردان فیلم هم در اثرش ایفای نقش داشته است.

تهیه کنندگی «جاده آسمان» را مهدی گلی زاده برعهده داشته است که تولید تله فیلمهایی مانند «دایره تلخ» را در کارنامه دارد.

جاده آسمان
جاده آسمان

طفره مدیران سیما از پاسخگویی درباره واگذاری میلیاردی «کلاه قرمزی96» به شبکه خانگی

کلاه قرمزی

نمایش خانگی/مسعود احمدی: صبح امروز خبری مبنی بر عرضه «کلاه قرمزی96» درشبکه نمایش خانگی در تابستان سال جاری توسط موسسه تصویر گستر پاسارگاد انتشار یافت.

در همان ساعات ابتدایی انتشار این خبر در تماس با یک منبع آگاه در ارشاد از عدم صدور مجوز برای عرضه خانگی «کلاه قرمزی96» خبر دادیم.(اینجا را بخوانید)

تغییر مدیوم پخش این سریال که مالک اصلی آن تلویزیون است، سوالاتی نظیر اینکه آیا مدیران شبکه دوم سیما رایت «کلاه قرمزی» را به سازندگان این اثر واگذار کردند شکل داد. سوالاتی که مستقیما به مدیران شبکه دوم که همواره سریال از این شبکه روی آنتن میرفته مربوط میشود.

تماس های خبرنگار «نمایش خانگی» با مدیران ارشد شبکه دوم سیما جهت رسیدن به صحت و سقم این خبر نتیجه خاصی در پی نداشت و به عبارت دیگر انگار فعلا مدیران مذکور تمایلی به صحبت در این ارتباط ندارند و به نوعی از زیر پاسخ به سوالات طفره می روند.

ماجرا چیست؟ آیا عرضه خانگی «کلاه قرمزی96» که برخی کانالهای تگرامی از جابجایی رقمی میلیاردی برای این عرضه خبر داده اند، با هماهنگی مدیران شبکه دوم سیما بوده است؟

باید منتظر روزهای آینده ماند و موضع گیری رسمی آنها را دید…

یک منبع آگاه خبر داد⇐حتی برای یک فریم «کلاه قرمزی96» هم مجوز نمایش خانگی صادر نشده!!!+فیلم

کلاه قرمزی96

نمایش خانگی: در روزهای اخیر اعتراضات برخی از دست اندرکاران تولید «کلاه قرمزی96» نسبت به عدم پرداخت دستمزدشان به سبب عدم روی آنتن رفتن این سریال از تلویزیون، در فضای رسانه ای بازتاب داشت.

به گزارش سایت خبری-تحلیلی «نمایش خانگی» همین اعتراضات بود که باعث شد به ناگاه خبری منتشر شود مبنی عرضه «کلاه قرمزی96» از طریق موسسه تصویرگسترپاسارگاد در شبکه نمایش خانگی.

این خبر فارغ از طرح پرسشهایی مبنی بر تناقض برآمده از چگونگی واگذاری رایت در حالیکه عوامل طلبکار هستند، پرسشی دیگر هم به دنبال داشت و آن هم اینکه آیا مدیران رسانه ملی به عنوان صاحبان اصلی مجموعه در جریان واگذاری پخش «کلاه قرمزی96» از شبکه خانگی هستند؟

این پرسش خود پرسشی دیگر را به دنبال دارد و اینکه آیا اصلا مجوزی از سوی اداره کل نمایش خانگی ارشاد برای عرضه این مجموعه صادر شده است؟

یک منبع آگاه در ارشاد با اشاره به اینکه هنوز هیچ درخواست مجوزی از سوی صاحبان «کلاه قرمزی96» به آنها ارائه نشده به سایت «نمایش خانگی» گفت: حتی برای یک فریم «کلاه قرمزی96» هم مجوز نمایش خانگی صادر نشده است و اینکه خبر عرضه سریال منتشر شده جای سوال دارد.

وی ادامه داد: اینکه چگونه بدون دریافت مجوز بنا شده سریال را پخش کنند، جای سوال دارد. بماند که در این گونه موارد باید همه مالکان کار که یکی از آنها هم مدیران تلویزیون هستند موافقت خود را برای عرضه خانگی رسما اعلام کنند.

برای تماشای تیزر «کلاه قرمزی96» اینجا را ببینید.

واکنش فرشید نوابی(مدیر رستوران شهرزاد) به شکایت دست اندرکاران سریال «شهرزاد» از وی⇐ارزش ملک سفره خانه «شهرزاد» 5 برابر هزینه تولید «شهرزاد» است!!/به صاحبان سریال لطف کردم و نامشان را در یکی از مناطق تهران چراغانی کرده‌ام

سردر رستوران سنتی «شهرزاد» به مدیریت فرشید نوابی

نمایش خانگی: راه اندازی رستورانی سنتی در ولنجک با نام شهرزاد آن هم با لوگوی سریال «شهرزاد» زودتر از هر جای دیگر در سایت نمایش خانگی منعکس شد.

مدیریت این رستوران برعهده فرشید نوابی بازیگر-مجری است و کپی برداری نامواره رستوران از لوگوی «شهرزاد» با انتقاد دست اندرکاران سریال و اعلام شکایت از مدیر رستوران مواجه شد.(اینجا را بخوانید)

فرشید نوابی در واکنش به این طرح شکایت جوابیه ای 4بندی نوشته و ضمن گلایه از رسانه ای شدن ماجرا از طرف صاحبان سریال از این گفته که ارزش ملک رستورانش 5برابر هزینه تولید سریال «شهرزاد» است!

متن جوابیه نوابی را بخوانید:

باتمام احترام و علاقه ای که به مجموعه شهرزاد و تیم سازنده ی آن که عموما ازدوستان عزیز من هسنتد و البته جدای از تیم سرمایه گذار که عمری به قدمت خود سریال شهرزاد دارند و روی سخن من با آنان است بنظر میرسد که این عزیزان در فصل دوم بدلیل استقبال کمتر ناچار به روی اوردن به هرنوع جنجالی برای فروش بیشتر این مجموعه شده اند و تیرشان این بار به بنده اصابت کرده که البته کمی هم خطا رفته و لذا توضیحی اجمالی راجع به ان میدهم.

1- اولا بنده فرشید نوابی با قدمت 26 سال کار در سینما هستم و نه شهرزاد یکساله که نیاز داشته باشم ازلگوی این سریال برای جذب مخاطب استفاده کنم و اگر هم چنین بود در ویترین کارهای من نام مجموعه های بسیار پر مخاطب تر و خاطره انگیز تر هست که مردم من را با ان میشناسند و اگر منظور استفاده تبلیغاتی بودقطعا بطور مثال نام سفره خانه را “جدال با سرنوشت” و یا از لگوی برنامه “ستاره مهاجر” که حتی گردن آویز آن را میفروختند استفاده میکردم و نه سریال نوظهور ” شهرزاد2″درست بیست دقیقه بعد از رسانه ایی شدن افتتاح سفره خانه آقایی که خود را مدیر عامل تصویر گستر پاسارگاد می خواند به بنده تلفن زد و اعلام نارضایتی از استفاده لگوی شهرزادکرد که به ایشان توضیحات در این خصوص را دادم و قرار شد بعد از تعطیلات عید فطر تابلو با لگوی اصلی ما که در تصویر هست جایگزین شود ولی همانطور که عرض کردم دوستان طاقت نیاوردند و ظاهرا بشدت نیازمند حاشیه و جنجال سازی بودند که موضوع را رسانه ای کردند که البته این کار ناشایست علیرغم اینکه هنوز در هیچ محاکم قانونی طرح نشده و سعی در تخریب اسم بنده را داشته اند قابل پی گرد در مراجع قانونی است.

2- اما دلیل این جنجال سازی نیازمند این توضیح است که اگر مدیر این سفره خانه که البته ارزش ملک آن حداقل پنج برابر ارزش کل هزینه تولید مجموعه “شهرزاد” است بنده نبودم و یک شخص عادی بود ایا باز هم چنین سروصدایی بپا میکردند وبدون هیچ دادگاه و محکمه ای آن را رسانه ای میکردند که این خود نیز دلیلی بر شیطنت و حرکت فکر شده و حسابگرانه این عزیزان است.

3- و اما اصل ماجرا این است که بنده در زمان طراحی لگوی سفره خانه چند طرح را از طراح گرفتم و اصولا لگوی دیگری که در تمام کارتهای ویزیت،پاکتها،سربرگها و منوها که در تصویر هست را با هزینه زیاد چاپ کردم را انتخاب نمودم ولی در زمان ارسال لگو برای تابلوساز طراح اشتباها این لگو راکه از طرحهای اولیه طراح بود و البته اصلا به آن دقت نکردم و در همان مرحله اول آن را رد کردم بجای لگوی اصلی ارسال کرده بود و بنده حتی در زمان نصب در تهران حضور نداشتم و بعد که متوجه این اشتباه در تابلو شدم چون اصلا در شان خود نمیبینم که از هر عنوان و چیزی که متعلق به دیگری باشد استفاده کنم دستور تعویض آنرا دادم که بدلیل تقارن با تعطیلات مقرر شد طی چند روز اینده جایگزین شود.

4-اما در پایان فقط یک نکته برایم جالب بود که دوستان سرمایه گذار شهرزاد که مدعی فرهنگ و هنر هم هستند نه شان حرفه ایی ونه شان همکاری و نه شان کسوت را رعایت کردند و بجای حل این مساله بشکل خصوصی که البته بنده فکر میکردم با توجه به اشتباه تابلو ساز و طراح تازه به این مجموعه لطف کرده ام و در یکی از مهمترین مناطق تهران نامشان را چراغانی کرده ام(و البته بسرعت متوجه شدم این کارها حداقل در سینمای ایران جایی ندارد )رو به جنجال سازی آورده اند که امیدوارم حداقل در فروش فصل دوم شهرزاد برایشان تاثیر گذار باشد و در پایان یک جمله ی ناب برای طرح مشکل کل سینما؛ از ماست که برماست!

دو هفته بعد از حمله «20.30» به سریالهای «عاشقانه» و «شهرزاد»⇐رییس رسانه ملی به انتقاد از «20.30» پرداخت و خواستار تغییر رویه این برنامه شد

شهرزاد-عاشقانه

نمایش خانگی: حدود دو هفته قبل بود که بخش خبری «20.30» باب انتقاد از دو سریال پرمخاطب شبکه خانگی یعنی «شهرزاد» و «عاشقانه» را گشود و با پخش نماهایی گزینشی از این دو سریال آنها را مصداق بارز «ولنگاری فرهنگی» قلمداد کرد.(اینجا را بخوانید)

به گزارش سایت خبری-تحلیلی «نمایش خانگی» آن انتقادات با پاسخی کوبنده از سوی منوچهر هادی کارگردان «عاشقانه» مواجه شد.

حالا در اتفاقی بدیع عبدالعلی علی عسکری رییس صداوسیما در بازدیدی که از خبرگزاری صداوسیما داشته به انتقاد از «20.30» پرداخته و رویه سیاه نمایانه این برنامه را نقد کرده است.

علی عسکری با تاکید بر رصد و پیگیری اخبار به طور مستمر، گفت: بیشترین بخشی که من در رادیو و تلویزیون می‌شنوم و می‌بینم بخش‌های مختلف خبری است و علاوه بر رصد اخبار ساعت ۱۴، همواره دو بخش خبری ۲۰:۳۰ و ۲۱ را مشاهده می‌کنم.

رئیس رسانه ملی با اشاره به ویژگی‌های بخش خبری ۲۰:۳۰ ضمن تشکر از رویکرد این بخش خبری، گفت: پیشتر این بخش را با بسته‌های خبری جذاب و البته آمیخته به طنز می‌شناختیم ولی گاهی می‌بینیم این بخش وارد حواشی شده و نگاه منفی به وقایع دارد که باید این رویه تغییر کند.

وی ادامه داد: این بخش خبری بستر مناسبی برای طنز اجتماعی و سیاسی است و باید به دور از هر نوع سیاه نمایی اخبار را از زاویه‌ای متفاوت رصد کنید. در این صورت همه جناح‌ها و دستگاه‌ها دوست دارند خبرشان در این بخش منتشر شود.

علی عسکری با اشاره به بازتاب خبرهای این بخش خبری در رسانه ملی و جامعه اظهار داشت: بار‌ها ترکش‌های این بخش خبری به ما اصابت کرده است و ما باید هر بار پاسخگو باشیم که البته این امری مرسوم در عرصه کار خبری است، با این وجود امیدوارم این بخش خبری به مانند طنز گل آقا رفتار کند. زبانی طنزآلود که هم نقد می‌کرد و هم مخالفان را مشتاق دیده شدن و زیر ذره بین بردن می‌کرد.

وی افزود: چنانچه بتوانیم به دور از سیاه نمایی و با لحنی خودمانی و باورپذیر رویداد‌ها را رصد کنیم و انتشار دهیم آن وقت به نقد خبر دست پیدا کرده‌ایم و در قله خبررسانی قرار گرفته‌ایم.