Home اسلایدر حرفهای نرگس آبیار درباره سریال «بامداد خمار»: چرا محبوبه باید بگوید غلط...

حرفهای نرگس آبیار درباره سریال «بامداد خمار»: چرا محبوبه باید بگوید غلط کردم؟/ردّپای صادق هدایت و احمد شاملو در سریال «بامداد خمار»/فیلمبرداری در قزوین؛بدعت تاریخی یا زادگاه خالق ؟/بازیگردان سریال کیست/اصلی‌ترین انتخاب برای نقش اصلی که بود؟/پناه بردم به تورناتوره از شرّ مایکل جکسون/شاید سریال “کلیدر” را ساختم یا یک اثر مذهبی به درستی “روز واقعه”/هیچ مردی نمی‌تواند مثل من ۶ سال متوالی بدون استراحت، کار کند/قبل از هر آفیش، میک آپ میکنم تا یادم نرود زن هستم

CREATOR: gd-jpeg v1.0 (using IJG JPEG v62), quality = 75?

نمایش خانگی: نرگس آبیار که در دو سال اخیر-۴۰۴ و ۴۰۵- سریال بامداد خمار را عرضه کرده و سریالش جزو پرمخاطب ها هم بوده بعد از مدتها گفتگویی بلند با مجله اندیشه پویا درباره سریال داشته و پیرامون برخی سختی های کار حرف زده است.

فرازهایی خواندنی از حرفهای نرگس آبیار را بخوانید:

–با یکی دو جمله رمان بامداد خمار مشکل داشتم؛ یکی اینکه میگوید آدمهای بی اصالت هیچوقت اصیل نخواهند شد. من ابدا به چنین چیزی اعتقاد ندارم و آن را در سریال نیاوردم‌.

–رمان دختری را نشان میدهد که طغیان میکند تا به عشق برسد اما در پایان میگوید: من غلط کردم. 

من با این جمله هم مشکل داشتم و دارم چون چشیدن طعم عشق تجربه ای است که به همه دردسرهایش می ارزد و اگر کسی در زندگی عاشقی نکرده باشد، عمر مفید نکرده.

–بعد از ساختن فیلم نفس پیشنهاد شد بامداد خمار را بسازم ولی نساختم چون با همان پیام نهایی رمان مشکل داشتم. بعد از فیلم شبی که ماه کامل شد مجددا پیشنهاد شد بامداد خمار را بسازم و باز با پیام نهایی-که محبوبه میگوید غلط کردم- مشکل داشتم و بعد که قبول کردم به شرط تغییر آن نگاه بود.

–در اقتباس بیشتر دوست داشتم سووشون و کلیدر را بسازم و خدا خواست و شرایط تولید سووشون فراهم شد و بعد هم بامداد خمار را پیشنهاد کردند‌.

–حدود دو سال و نیم است که مشغول بامداد خمار هستم که احتمالا به فصل چهارم هم خواهد رسید. البته که فیلمنامه کامل شده ولی بخاطر شرایط جنگی قدری تاخیر در تولید پیش آمد…

–به جز تغییر پیام نهایی در تولید بامداد خمار مطابق رمان پیش رفتم و فقط برخی کاراکترها را شاخ و برگ دادم مثل منصور و خجسته که حضوری کوتاه در رمان دارند و همین طور عطاءالدوله و اصلان که پرورش بیشتری یافتند.

–شخصا بانو فتانه حاج سیدجوادی-نویسنده رمان- را ندیدم و اجازه رمان را پلتفرم گرفت و خودم هم به شرط تغییرات مدّنظر خودم پذیرفتم سریال را بسازم. آن دو جمله اصلی که باهاش مشکل داشتم-یکی این بود که محبوبه میگوید غلط کردم و دیگر اینکه آدمهای فقیر توان اصالت ورزی ندارند-

من هیچ گاه در زندگی و بابت هیچ کاری نمی‌گویم غلط کردم.

—برای استخراج اصطلاحات دوره قاجار به سراغ آثار صادق هدایت و جعفر شهری رفتیم و از کتاب کوچه احمد شاملو نیز بسیار استفاده کردیم و درنهایت خودمان یک مجلد کوچک درآوردیم که خیلی به کارمان آمد.

فرازهایی خواندنی از گفتگوی تفصیلی نرگس آبیار درباره سریال «بامداد خمار»
فرازهایی خواندنی از گفتگوی تفصیلی نرگس آبیار درباره سریال «بامداد خمار»

–برای فیلمبرداری بامداد خمار از لوکیشن های محدود شهرک سینمایی درآمدم و رفتم قزوین را دیدم که چقدر بخاطر نزدیکی به تهران در حقش اجحاف شده. یکی از بزرگترین بازارهای سرپوشیده تاریخی دنیا در قزوین است و زمانی هم پایتخت بوده و پر از عمارت های تاریخی است و تمام سکانسهای فیلمبرداری نیز با حضور نماینده میراث و بدون هر گونه تغییر محیط، انجام شده. تازه بعدش دریافتم که نویسنده رمان-فتانه حاج سیدجوادی- خودش اهل قزوین است و ترلان پروانه هم از نظر ظاهری شبیه جوانی های خانم حاج سیدجوادی است.

–اولین بازیگری که برای نقش محبوبه به ذهنم رسید همین ترلان پروانه بود و آن قدر تیم تولید و تهیه‌کننده دستم را باز گذاشتند تا تعدادی چهره جوان را هم معرفی کنم مثل دانیال پورصباح یا فرزانه فرنام یا حمید صفت که خیلی هم از بازی شان راضی هستم.

–بازیگران شناخته‌شده در بامداد خمار تجربه ای متفاوت از قبل دارند و مثلا نوید پورفرج که خیلی ازش راضیم یا لاله اسکندری در نقش نازنین خیلی خوب است.

–من اصلاً به بازیگردانی اعتقاد ندارم و خودم باید باوسواس با بازیگران کار کنم تا پیشنهادات آنها را بشنوم و استفاده کنم. مثلا مرجانه گلچین پیشنهادات خوبی داشت که منتقل کرد و استفاده شد.

—بعد از سووشون و بامداد خمار باز هم دوست دارم اقتباس کنم و مثلا کلیدر محمود دولت آبادی یا کاری از غلامحسین ساعدی ولی احتمالا مینی سریال کار میکنم چون رویهم -سووشون+بامداد خمار- بالای ۷۰ قسمت سریال شده و انرژی زیادی از من گرفته ضمنا نمی‌خواهم طوری کار کنم که تکراری و کلیشه باشد…از ۹۹ تا حالا که ۴۰۵ است مدام سر کار بوده ام و فکر می‌کنم هیچ مردی نمیتواند بدون آف های طولانی این طور کار کند. وسط گرمای ۵۰ درجه یا وسط سرمای زیر صفر کار کردن و شب بیداری سخت است و مدام باید یادآوری کنم به خودم که تو یک زن هستی و مثلا صبحها قبل از آفیش حتما میک آپ میکنم تا یادم نرود زن هستم.

–متاسفانه شتاب سریال سازی بیشتر شده و سینمای روز دنیا هم نزول کرده و مثلا فیلم مایکل را ببینید که مایکل جکسون را مثل ربات نشان می‌دهد و روایت خیلی سطحی است و چنین فیلمی پرفروش هم شده‌. خودم برای اینکه خاطره مایکل را پاک کنم پناه بردم به جوزپه تورناتوره و فیلم افسانه ۱۹۰۰ را مجددا دیدم…

–اسکار هم این سالها یا به اقلیت های جنسی باج می‌دهد یا دنباله‌روی نگاه های سیاسی خاص است…

—بدم نمی‌آید مثل تجربه بهرام بیضایی و روز واقعه-اثر درست و غیرزمانمند- درباره یکی از شخصیت های مذهبی یک فیلم بسازم. یا شاید فیلمهایی با موضوع معرفت شناسی و غایت مندی بسازم چون هیچ تعصبی روی هیچ باوری ندارم.

–بیشترین ممیزی بامداد خمار درباره صحنه هایی بود که مردان زن‌پوش داشتیم که میرقصیدند-چیزی که مثلا در مختارنامه هم بود- ولی به ما اصرار کردند که تعدیل کنید. ولی بدترین ممیزی برای سووشون بود که سکانسهایی انتقادی علیه اجنبی و استعمار را حذف کردند و پلتفرم را چند ماه مسدود نمودند…نمیدانم دلیل این ممیزی ها چیست ولی الان دیگر یک پا دایی جان ناپلئون شده ام و وقتی از خودم میپرسم چرا این همه ماجرا برایت درست می‌کنند دایی جان درونم بیدار میشود!

LEAVE A REPLY

Please enter your comment!
Please enter your name here