نمایش خانگی: مهدی گلستانه کارگردان سینما که با تهیه کنندگی سریال «عاشقانه» به کارگردانی منوچهر هادی تولید در شبکه خانگی را تجربه کرد قصد بازگشت به این مدیوم را دارد.
به گزارش سایت خبری-تحلیلی «نمایش خانگی» مهدی گلستانه که در میانه تولید «عاشقانه» جای خود را به هومن کبیری داده بود قصد تولید سریالی با نام «رقص روی شیشه» را دارد با نقد مهاجرت؛
نویسنده این سریال ابوالفضل کاهانی برادر کوچکتر عبدالرضا کاهانی کارگردان پرحاشیه سینما و فیلم توقیفی «ارادتمند…» است. کاهانی کوچک که در گروه کارگردانی «استراحت مطلق» حضور داشت سابقه کارگردانی نمایشهایی مانند «جشن بیخودی» و «پذیرایی» را داشته است.
مهدی گلستانه با اشاره به روند نگارش این سریال به «مهر» گفت: در حال حاضر آخرین مراحل نگارش فیلمنامه سریال «رقص روی شیشه» پیش می رود که نویسندگی آن را ابوالفضل کاهانی برعهده دارد. این سریال حداقل در ۲۶ قسمت برای شبکه نمایش خانگی تولید می شود و ما درخواست پروانه ساخت داده ایم اما هنوز این مجوز را اخذ نکرده ایم.
این کارگردان و تهیهکننده توضیح داد: کارگردانی و تهیه کنندگی این اثر را خودم به عهده دارم و مذاکرات اولیه را با بازیگران انجام داده ایم که به محض دریافت پروانه ساخت با آنها قرارداد می بندیم و فیلمبرداری را آغاز می کنیم. لوکیشن اصلی این سریال در تهران است اما بخشی را در خارج از کشور و یک بخش کوچکی را در شمال یا جنوب کشور فیلمبرداری می کنیم.
گلستانه با اشاره به موضوع این اثر و شباهت آن به سریال «عاشقانه» گفت: «رقص روی شیشه» یک ملودرام اجتماعی در مذمت مهاجرت، در ستایش خانواده و به لحاظ تعداد کاراکتر با «عاشقانه» متفاوت است زیرا چهره های سینمایی بیشتری در این سریال حضور خواهند داشت. به طور کلی تولید سریال برای شبکه نمایش خانگی نیازمند استفاده از بازیگران چهره است با این حال ۲ بازیگر تازه کار نیز در «رقص روی شیشه» به ایفای نقش می پردازند.
نمایش خانگی: قسمت آخر سریال سیاسی «عالیجناب» از طریق موسسه هنرنمای پارسیان به شبکه خانگی عرضه شد.
به گزارش سایت خبری-تحلیلی «نمایش خانگی» بر روی جلد قسمت ششم و آخر «عالیجناب» تصاویری از سحر دولتشاهی، حسین یاری و سام قریبیان به چشم می خورد. در زیر تصاویر هم تبلیغ یک نوشابه انرژی زا به چشم میخورد!!!
«عالیجناب» که داستانی در حاشیه رقابتهای انتخاباتی را روایت میکند از حضور طیف متنوعی از بازیگران سود می برد.
سعید آقاخانی، امیر آقایی، لیلا اوتادی، حسین پاکدل، پرویز پورحسینی، بابک حمیدیان، سحر دولتشاهی، امید روحانی، آزاده صمدی، احسان کرمی، نازنین کریمی، صالح میرزاآقایی، مهتاج نجومی، پریوش نظریه و حسین یاری از جمله بازیگران این سریال سیاسی هستند.
نمایش خانگی: فیلم «مالاریا»ی پرویز شهبازی از طریق موسسه هنراول به شبکه خانگی عرضه شد.
به گزارش سایت خبری-تحلیلی «نمایش خانگی» فیلم «مالاریا» که از حضور ساعد سهیلی و ساغر قناعت در نقشهای اصلی سود میبرد داستانی از حال و هوای جوانان دهه هفتادی را روایت میکند.
آزاده نامداری مجری سابقه تلویزیون که در ماههای اخیر به خاطر انتشار ویدیویی با پوشش غیرمتعارف در اروپا حاشیهساز شده بود در «مالاریا» در نقش یک خبرنگار ایفای نقش کرده است.
آذرخش فراهانی برادر گلشیفته فراهانی از دیگر بازیگران «مالاریا» است.
این فیلم داستان دختر و پسری است که در تهرانگردیهای خود با مردی برخورد میکنند که مشکلی دارد، آنها سعی میکنند راه حلی برای این مشکل پیدا کنند.
نمایش خانگی: فیلم «شنل»حسین کندری از طریق موسسه تصویردنیایهنر به شبکه خانگی آمد.
به گزارش سایت خبری-تحلیلی «نمایش خانگی» فیلم «شنل» روایتگر داستان زندگی یک زن پرستار است که با شرایط خاصی با فرزندش زندگی میکند و بنابر اتفاقات و اشتباهی ماجراهایی برای وی رخ میدهد.
باران کوثری، رضا بهبودی، بهار کاتوزی، مهدی حسینینیا، آیسان حداد، رضا احمدی، مسعود فروتن، فهیمه رحیمنیا و بابک انصاری بازیگران این درام معمایی هستند.
فیلم «شنل» که ساختاری معمایی دارد داستان سوءاستفاده یک سرکارگر از یک زن افغان با بازی باران کوثری را روایت میکند. گره های روایی «شنل» آن قدر هست که موجب شود مخاطب تا پایان فیلم محصول را دنبال کند.
نمایش خانگی: فیلم «قهرمانان کوچک»حسین قناعت از طریق موسسه هنرهای تصویری سوره به شبکه خانگی عرضه شد.
به گزارش سایت خبری-تحلیلی «نمایش خانگی» فیلم «قهرمانان کوچک» یک فیلم کودک است که داستان چهار کودک و نوجوان هفت تا یازده ساله ی تکواندوکار است که پدرانشان ، کارگران یک کارخانه ی تولید لوازم التحریرِ در شُرُفِ تعطیلی هستند. این کودکان برای جلوگیری از بیکاری پدرانشان و گیر انداختن قاچاقچیانِ این کالا، که در واقع عاملینِ اصلی این تعطیلی هستند،به تعقیبِ آنها می پردازند…
برزو ارجمند، بیژن بنفشه خواه، بهنوش بختیاری، آناهیتا همتی، ارژنگ امیرفضلی، نادر سلیمانی، شهرام قائدی، عباس محبوب، یوسف کرمی (قهرمان المپیک در نقش خودش)، افشین سنگ چاپ، ابراهیم شفیعی، فرهاد بشارتی، مینا سلیمانی، مرتضی رستمی، فرزاد حاتمیان و بازیگران خردسال این فیلم سینمایی یاس نوروزی، پارسیا شکوری فر، عرفان برزین، سامیار محمدی، امیرکیان عبدی و ایمان امیری بازیگران «قهرمانان کوچک» هستند.
نمایش خانگی: شورای صدور پروانه نمایش خانگی با عرضه سه عنوان موافقت کرد که در میان آنها فیلمی با عنوان «پسرهای ترشیده» بیش از بقیه تعجب برانگیز است؛ تعجب به خاطر نحوه نامگذاری فیلم در شبکه خانگی که گرفتار نوعی سهل الوصولی شده است.
به گزارش سایت خبری-تحلیلی «نمایش خانگی» پروانه نمایش «پسرهای ترشیده» به نام اکبر منصورفلاح که به عنوان دستیار کارگردان و برنامه ریز و منشی صحنه در سینمای ایران فعالیت داشته است.
دیگر فیلمهایی که موافقت عرضه در شبکه خانگی را گرفته اند عبارتند از «شنل» به تهیه کنندگی علیرضا شجاع نوری و کارگردانی حسین کندری و قسمتهای چهارم تا ششم سریال «پیکسل» به کارگردانی محمدحسین لطیفی و محمود معظمی و تهیه کنندگی حامد عنقا.
نمایش خانگی/محمد شاکری: درحالی که پیش بینی میشد فضای ویدیوی درخواستی-تلویزیون تعاملی مجالی شود برای عرضه سریالهای مطرح دنیا و به خصوص آن دسته سریالهایی که امکان نمایش از رسانه ملی را ندارند اما برخی از موسسات تازهکار این حیطه دست به دامن برندهای ساخته شده در رسانه ملی شده اند برای جلب مخاطب.
به گزارش سایت خبری-تحلیلی «نمایش خانگی» البته که در ماههای اخیر داشتهایم سریالهایی مطرح مانند «داستان ندیمه» و «مردگان متحرک» که با دوبلههایی حرفهای و حداقل سانسور از طریق سامانههایی همچون «آیو» در دسترس مخاطبان قرار گرفته و اتفاقا توجه هم جلب کرده اند اما اینکه ببینیم برخی موسسات این حیطه با دستفرمان صداوسیما به دنبال جلب مخاطبند عجیب است.
به تازگی یکی از موسسات حیطه تلویزیون تعاملی قصد کرده از برند «یانگوم» برای جلب مخاطب استفاده کند. این تلویزیون تعاملی سریال «سایمدانگ» با بازی «لی یونگ ئه» ایفاگر کاراکتر «یانگوم» سریال «جواهری در قصر» را با حضور مینو غزنوی دوبلور «یانگوم» دوبله کرده و قصد دارد آن را در فضای مجازی منتشر کند.
اینکه از میان انبوهی از سریالهای مطرح آمریکایی و اروپایی که مخاطبان مجبورند نسخه های زیرنویس یا نسخه های با دوبله ضعیف آنها را ببینند یک سریال کره ای برای عرضه در یک تلویزیون اینترنتی انتخاب شده جای پرسش دارد؛ آن هم سریالی که باز هم با اغراق فراوان درباره افتخارات تاریخی کره سخن میگوید!!!
اما وقتی در ریشه های موسسه عرضه کننده فیلم دقیق می شویم و درمی یابیم مجوز فعالیت خود را هم نه از وزارت ارشاد بلکه از صداوسیما گرفته است کمی پرسشهایمان کمرنگ میشود.
مسأله اصلی اما به قوت خود باقیست؛ اگر بنا باشد با همان سیاستگزاریهای رسانه ملی به انتخاب و عرضه سریال در فضای ویدیوی درخواستی-تلویزیون تعاملی دست زده شود بعید است بتوانیم مخاطبانی را که مدتهاست جذب شبکه غیرمجاز عرضه سریال شده اند جلب کنیم.
نمایش خانگی: یکی از تازه ترین آقازادگان ورود پیدا کرده به سینما عباس نادران آقازاده الیاس نادران از چهره های اصولگرایی است که با حداقل رزومه توانسته پروانه تهیه کنندگی فیلمی به نام «شاه کش» را بگیرد؛ فیلمی که علیرغم کلی پروپاگاندا نتوانست به جشنواره فجر راه پیدا کند.
به گزارش سایت خبری-تحلیلی «نمایش خانگی» غلامرضا موسوی از جمله چهره های صنف تهیه کنندگی بود که در یک برنامه زنده تلویزیونی به حمایت از این آقازاده پرداخت و حتی او را «خوب» و «حرفه ای» قلمداد کرد بدون اینکه بگوید با کدام رزومه برای این آقازاده مجوز تهیه کنندگی صادر شده است؟
حالا همین غلامرضا موسوی که هنوز پاسخی به چگونگی صدور پروانه تهیه کنندگی برای آقازاده نادران نداده است روی آنتن زنده «سینمادو» به گلایه از مدیرکل نمایش خانگی ارشاد پرداخته که چرا برای افرادی که حائز تهیهکنندگی سینما نیستند پروانه سریالسازی در شبکه خانگی صادر میکند. موسوی همچنین مدعی شده برخی پولهای وارده به شبکه خانگی سلامت نیست.
نمایش خانگی با طرح این پرسش از موسوی که چگونه و برمبنای کدام رزومه برای آقازاده مذکور پروانه تهیه کنندگی صادر شده و آیا وی درباره سلامت سرمایه های آقازادگان هم تحقیق کرده(؟) گفته های او را منعکس میکند:
— یکی از اتفاقاتی که در شبکه خانگی میافتد و هنوز درست نشده این است که اگر بسیاری از آدمهایی که اجازه کار سریال میگیرند، بخواهند از پروانه فیلمسازی وزارت ارشاد اجازه تولید فیلم را بگیرند، به آنها نمیدهند ولی به این آدمها اجازه تولید سریال میدهند. یکی از مشکلات ما این است که برخی پولهایی که وارد شبکه نمایش خانگی میشوند، سلامت نیستند؛ یعنی شبهه دارد. واقعا در بسیاری از موارد سریالها ضرر میدهند و میبینید همان آدمی که به او مجوز فیلمسازی نمیدهند، در حال ساخت سریال است و این چه دلیلی می تواند داشته باشد، جز اینکه پولی رد و بدل بشود و برود.
—بعضیها در این عرصه دستپاچه هستند؛ چون اگر پول سالمی آمده باشد، کمتر پیش میآید دستمزدهایی بدهند که این دستمزدها در حال لطمه زدن به سینما است. این جزو کارهای مدیرکل نمایش خانگی نیست که بتواند جلوی دستمزدها را بگیرد، اما اگر تهیهکنندگانی که مجوز می گیرند جزو پاسخگویان باشند و صنف واقعی داشته باشند، این اتفاقها رقم نمیخورد. بعضی از این تهیهکنندگان جزو کسانی هستند که فیلم تلویزیونی میسازند و این با تهیه کننده حرفهای تفاوت دارد. همیشه بحث ما این بوده است، کسی باید فیلم را تولید کند که پنج فیلم سینمایی ساخته باشد و باید جوابگوی همکارانش باشد. اما اکنون این پاسخگویی وجود ندارد و یکی از اتفاقات وجود دستمزدهای آنچنانی است. این دستمزدها به سینما آسیب میزند.
–-این در سینما هم بوده است، اما مبالغی که در سینماست، به شدت کمتر از سریالها است. ما دوگانگی در معاونت سینمایی داریم؛ یعنی شما اگر بخواهید پروانه ساخت سینمایی بگیرید که ممکن است هر فیلمی یک و نیم میلیارد هزینه داشته باشد، برای فیلم اول باید پروسهای را طی کنید و نیازمند چند کفش آهنی است. اما اگر همین آدم بخواهد برود سریال بسازد، باید از جایی مجوز بگیرد که کارشان تولید کارهای ویدئویی است و این دوتا با هم متفاوت است. اگر مدیرکل نمایش خانگی بخواهد به کسی که میخواهد فیلم ویدئویی بسازد مجوز بدهد، صاحب حق است، اما وقتی پای سریال به میان میآید باید کسانی از شورای پروانه فیلمسازی حرفهای که نمایندگی هستند و از طرف وزیر منصوب شدند، باشند و نظر بدهند. این دوگانگی باید به نحوی حل شود و تا حل نشود با این مشکل روبرو هستیم.
نمایش خانگی: بهروز افخمی کارگردانی که سعی کرد با اجرای فصل سوم «هفت» به گونه ای ژورنالیستی سر زبانها بیفتد بعد از جدایی از «هفت» به دنبال فراهم آوردن مقدمات تولید یک فیلم تازه بود که به نتیجه نرسید.
به گزارش سایت خبری-تحلیلی «نمایش خانگی» افخمی که در فصل سوم «هفت» اغلب سخنانی سمپاتیک درباره برخی محصولات سازمانهای ارزشی طرح میکرد و به نظر میرسید با حمایت همین نهادها فیلم بسازد، حالا قصد کرده با حمایت محمد امامی تهیه کننده سریال «شهرزاد» سریال بسازد؛ این خبری است که «نقدسینما» رسانه منسوب به حوزه هنری طرح کرده است.
«نقد سینما» نوشته است: مجموعه نمایش خانگی «خوب، بد، جلف» به کارگردانی بهروز افخمی و تهیه کنندگی مشترک محسن چگینی و سیدمحمد امامی، این روزها مراحل پایانی نگارش فیلمنامه را سپری میکند. بازنویسی فیلمنامه این مجموعه توسط پیمان قاسم خانی و بهروز افخمی روزهای پایانی خود را سپری میکند و به زودی با پایان پیش تولید، فیلمبرداری این سریال آغاز خواهد شد. سیدمحمد امامی علاوه بر تهیه کنندگی، سرمایه گذاری این مجموعه نمایش خانگی را نیز بر عهده دارد.
همراهی افخمی با تهیه کننده «شهرزاد» در حالی رخ میدهد که این کارگردان به هنگام حضور در «هفت» «ابد و یک روز» مهمترین محصول سینمایی سالیان اخیر امامی را دارای نیم ساعت اضافی دانسته بود و گفته بود فیلمنامه این کار دارای ایرادهای جدی است.
حالا دست روزگار افخمی را کنار امامی قرار داده تا نزدیک به یک دهه از آخرین تجربه کمدی سازی موفقش که «سن پطرزبورگ» بود باز هم کمدی بسازد. شانس افخمی آنجاست که یکی از موفقترین و در عین حال گرانترین سناریستهای ایرانی یعنی پیمان قاسم خانی کنار او حضور دارد.
نمایش خانگی: در روزهایی که تلویزیون ایران مدتهاست سریالهای روز آمریکایی را روی آنتن نمیبرد و ضعف در دوبلههای زیرزمینی اسباب دلخوری مخاطبان سختگیر را موجب شده بدعتی که در عرضه نسخه دوبله سریال «سرگذشت ندیمه» در یکی از تلویزیونهای اینترنتی روی داده قابل تأمل است.
به گزارش سایت خبری-تحلیلی «نمایش خانگی» این روزها شاهد پخش شش قسمت از یکی از بهترین سریال های سال 2017 که چند روز پیش دو جایزه گلدن گلاب بهترین سریال درام و بهترین بازیگر زن (الیزابت موس) را از آن خود کرد، در تلویزیونی اینترنتی «آیو» هستیم.
سریال «سرگذشت ندیمه/The Handmaid’s Tale» که داستان آن در آینده و در پی انقلابی در آمریکا می گذرد، توسط بروس میلر و با اقتباسی کاملا وفادارانه به رمان «سرگذشت ندیمه» نوشته مارگارت آتوود تهیه، نوشته و توسط چند کارگردان به تصویر درآمده است.
پخش فصل اول این سریال که شامل ده قسمت است و تمامی رمان «سرگذشت ندیمه» را در بر میگیرد، در سال 2017 از کانال هولو به پایان رسیده و آیو تا به حال شش قسمت از این سریال را با دوبله ای منسجم روانه تلویزیون اینترنتی خود کرده است.
فارغ از بهروز بودن «سرگذشت ندیمه» که میتواند حسن انتخاب گردانندگان یک تلویزیون اینترنتی باشد اینکه سعی شده نماهای اروتیک مشمول ممیزیهای مرسوم به گونهای هوشمندانه تعدیل و بازسازی شوند، جای تحسین دارد و امیدواریها را نسبت به آینده فضای ویدیوی درخواستی بیشتر می کند.
در پادآرمان شهری که پس از ترور رئیس جمهور آمریکا و به گلوله بستن اعضای کنگره توسط یک گروه تمامیت خواه مسیحی به وجود آمد، قوانین جدیدی وضع شد که در پی آن زن ها در طبقات مختلف دسته بندی شدند و هیچ حقی برای آنها در نظر گرفته نشد. در اوضاع جدید، یک زن که همسر و دختر هشت ساله اش را از دست داده مجبور می شود به عنوان ندیمه در خدمت خانواده فرمانده این پادآرمان شهر قرار گرفته و برایشان فرزند به دنیا بیاورد.
الیزابت موس، جوزف فاینس، ان داود، الکسیس بلدل، ایوان استراهافسکی، مکس مینگلا، سمیرا وایلی بازیگران اصلی این سریال هستند که نازنین یاری (موس)، منوچهر زنده دل (فاینس) فریبا رمضان پور (استراهافسکی)، معصومه آقاجانی (داود)، حامد عزیزی (مینگلا)و مریم جلیلی (بلدل) به جای آنها صحبت کرده اند.
در قسمت اول شاهد چهار بخش روایت در زمان های مختلف هستیم که ممکن است در شروع تا حدودی بیننده را گمراه کند:
بخش اول: فرار و دستگیری جوون
بخش دوم: زمان حال (شروع به کار جوون به عنوان ندیمه در خانه فرمانده با نام جدید «آفرد»)
بخش سوم: فلاش بک (پس از دستگیری و معرفی فضای رعب آور و قوانین عجیب و غریب «مرکز قرمز»)
بخش چهارم: فلاش بک (قبل از کودتا و معرفی رابطه جوون و مویرا و لوک)
این شکل روایت با گفتار متن شخصت اصلی (آفرد) (الیزابت موس) همراه است و تقریبا 95 درصد اتفاقات از دید آفرد روایت می شوند. اطلاعات، به فراخون نیاز داستان تا پایان قسمت ششم در چهار بخش فوق و به صورت کاملا ذره ذره و قطره چکانی ارائه می شود.
در شش قسمت نخست، بار اصلی فضاسازی رعب آور بر عهده موسیقی آدام تیلور و حرکت های ترکیبی دوربین است. یک مرد، یک زن و یک دختر هشت ساله حین فرار از مرز، اتومبیل شان در جاده متوقف می شود. مرد، زن و دخترش را راهی جنگل می کند که به فرار ادامه دهند و خودش می ماند. با زن و دختر همراه می شویم و با شنیدن صدای گلوله، زن متوجه می شود که همسرش کشته شده است. دقایقی بعد هم زن و دختر دستگیر می شوند. دختر از زن جدا شده و زن به جایی برده می شود.
زن که اسم اصلی اش «جوون» است با اسم جدید «آفرد» که ترکیبی است از واژه «آف» به اضافه اسم اصلی مرد خانه «فرد»، به عنوان ندیمه در خانه فرمانده مشغول به کار می شود. همسر اصلی فرمانده نابارور و وظیفه اصلی آفرد، فرزندآوری برای فرمانده است. یک مارتا (خدمتکار زن) به نام ریتا و یک راننده به نام نیک که در گاراژ می خوابد، در این خانه زندگی می کنند.
مخاطب با آفرد همراه می شود تا تجربه یک زندگی اجباری و هراسناک را از سر بگذراند.
استفاده از رنگ های سرد در طراحی صحنه های داخلی و خارجی، به فضای دافعه برانگیز و وحشتناک پادآرمان شهر کمک کرده است.
وظیفه اصلی ندیمه ها، باردار شدن است و آنها در شهر فقط حق خرید دارند آن هم در گروه های دو نفره. در جای جای شهر مامورها با اسلحه دیده می شوند و جسد بیجان مجرمان بر دیواره های شهر با طنابی آویزان شده اند تا درس عبرتی برای شهروندان باشند.
کارگردانان و به خصوص رید مورانو که سه قسمت اول را کارگردانی کرده در خلق این فضا نقش تعیین کننده ای داشته اند. نماهای بسته و تاکید روی چهره مستاصل الیزابت موس با بازی حیرت انگیزش، مخاطب را با او همراه می کند تا پا به پایش، این فضای رعب آور را تجربه کرده و برای فرار فکر چاره باشد.
یک فصل به شدت نفس گیر و به لحاظ اجرا، معرکه در قسمت سوم وجود دارد که حیف است از آن صحبت نشود. آف گلن به جرم ارتباط نامشروع با یک مارتا دستگیر شده به دلیل بارور بودن، محکوم به رستگاری (زنده ماندن و زندگی به عنوان ندیمه) شده و لطف دولت شامل حال مارتا می شود. یعنی مرگ. آف گلن و مارتا را در حالی که دهان و دستان هر دو بسته است، سوار یک ون می کنند. در حالی که هر دو می دانند قرار است چه اتفاقی بیفتد (و مخاطب یک قدم عقب تر از آنهاست)، به جایی می روند. این پلان سکانس کوتاه، بشدت تاثیرگذار و وحشتناک است که دیدن هر باره اش، موو به تن را سیخ می کند: دوربین در داخل ون، آف گلن و مارتا را در کادر دارد. ون دنده عقب می گیرد و متوقف می شود. در باز می شود. مامورها مارتا را از ون پیاده می کنند و او را به سمت طناب اعدام می برند. ما همچنان از دید دوربین همراه با آف گلن شاهد این صحنه هستیم. مامورها طناب را به گردن مارتا محکم می کنند و با یک دستور، جرثقیل مارتا را به بالا می کشد. مارتا تقلا می کند اما بلافاصه می میرد. دوربین همچنان در ون است و آف گلن شاهد این ماجراست. ون حرکت می کند و ما از صحنه اعدام دور می شویم. این فصل آنقدر سریع به پایان می رسد که مخاطب همراه با آف گلن حتی فرصت فریاد زدن هم پیدا نمی کند.
دکوپاژ ساده اما بشدت تاثیرگذار و اجرای حیرت انگیر این پلان سکانس کوتاه، یکی از بیادماندنی ترین فصل های این سریال را تا پایان قسمت ششم رقم زده است.
البته سریال از این دست فصل های معرکه کم ندارد. به عنوان نمونه، آفرد که سیزده روز را به خاطر عدم باروری در اتاقش حبس بوده، به دلیل حال بدش در یک روز بارانی به مطب دکتر می برند. آفرد که به خاطر خارج شدن از این فضا، خوشحال است از خانه خارج می شود. دوربین از چهره او، آسمان بارانی را قاب می گیرد و در یک چرخش صد و هشتاد درجه ای بار دیگر به آفرد می رسد که زیر چتر همراه با راننده داخل ماشین می شود. این نما که تماما به صورت اسلوموشن فیلمبرداری شده با همراهی موسیقی شنیدنی و فضاساز آدام تیلور به لحاظ زیبایی شناسی و درآوردن حس و حال آفرد، بی نظیر است.
ممیزی های درست و به جا و در بخش هایی ناگزیر در سریالی که بحث اصلی اش «باروری» است، از طرف تلویزیون آیو، تحسین برانگیز و وسواس گردانندگان این تلویزیونی اینترنتی را در نمایش آنچه که مخاطب نباید از دست بدهد، ستایش برانگیز است. امیدوارم همین روند در چهار قسمت باقی مانده حفظ شده و مخاطب با آسودگی خیال تماشای سریال دیدنی «سرگذشت ندیمه» را به پایان برساند.
لذت تماشای سریال «سرگذشت ندیمه» را با دوبله ای به یادماندنی از «آیو» از دست ندهید.