خانه بلاگ

سریال «ماه لالا» با مجری محبوب کودکان عرضه شد/یک فانتزی-خیال‌انگیز برای فرزندان ایران

نمایش خانگی: سریال انیمیشن-کودکانه «ماه لالا» از طریق پلتفرم نماوا به شبکه خانگی عرضه شد.

سریال «ماه لالا/قصه‌های مانی و لالا» به کارگردانی آزاده مویدی فر و سارا روستاپور با متنی از حمزه صالحی، ساخته شده است.

سریال «ماه لالا» روایتی فانتزی دارد از فرشته ای به نام ماه‌لالا که هر شب به کمک سحر و جادو، قصه ای جذاب و رنگارنگ از دل جنگل قصه ها برای پسربچه ای بازیگوش به نام مانی تعریف میکند تا او خوابش ببرد.

حین روایت این قصه‌هاست که مخاطب به دنیایی تازه وارد میشود‌…

سارا روستاپور مجری پرطرفدار کودک در نقش ماه‌لالا و امیر سلطان احمدی-عروسک گردان پسرعمه‌زا-، آزاده مویدی فر، فرشاد پاسدار و پریسا نعمتی به عنوان صداپیشه در سریال حضور داشته‌اند.

تهیه‌کنندگی سریال را مهرنوش عابدین برعهده داشته است و «ماه لالا» محصول پلتفرم نماوا است که پیش از این نیز سریالهای اختصاصی کودک نظیر «دیو و ماه پیشونی»، «ماجراهای مورچه فافا»، «مهمونی» و..‌. را به شبکه خانگی عرضه کرده است.

 

ادامه فعالیت بی‌وقفه‌ی فیلیمو، نماوا، فیلمنت و شیدا

ویدیوی+درخواستی+وی+او+دی+vod
ویدیوی+درخواستی+وی+او+دی+vod

نمایش خانگی: با آن که تصور میشد با قطع اینترنت در جریان ناآرامی‌ها، شاهد قطعی فعالیت پلتفرم‌های آنلاین شبکه خانگی باشیم ولی خوشبختانه تمامی پلتفرم‌های مولد در حال ادامه فعالیت هستند.

 

پلتفرم‌های اصلی بازار وی‌او‌دی یعنی فیلیمو، نماوا و فیلمنت و همچنین پلتفرم تازه‌کار شیدا در روزهای اخیر بدون وقفه اقدام به ارائه خدمات به مخاطبان نموده اند.

 

هر چهار پلتفرم امکان تماشای محصول با اینترنت ملی را فراهم کرده اند و کاربران چه با اینترنت های خانگی و چه با اینترنت های تلفن همراه، قادرند از کنداکتور متنوع این پلتفرم ها استفاده نمایند.

 

پلتفرم فیلمنت به ادامه پخش سریالهای تولیدی برتا و وحشی۲، می‌پردازد، پلتفرم فیلیمو، سریالهای هزار و یک شب و محکوم را در حال پخش دارد، پلتفرم شیدا سریال مو به مو را عرضه می‌نماید و پلتفرم نماوا نیز در کنار ارائه مجموعه کامل فصل اول سووشون، یک مجموعه انیمیشن کودک اختصاصی به نام ماجراهای مورچه فافا را ارائه داده است.

 

تمامی پلتفرم ها دارای آرشیو متنوع فیلم و سریال داخلی و خارجی هستند که با جستجویی ساده می‌توان به محصول موردنظر دست یافت و از آن بهره برد.

 

 

 

پایان هندی‌ سریال «شغال» به یادِ قیصر و مجید سوزوکی   

نمایش خانگی/مجید ناصری: سریال شغال ساخته بهرنگ توفیقی بالاخره به قسمت آخر خود رسید.اینکه میگوییم بالاخره به دلیل کشش بیش از حد داستانی است که نهایتا می شد آن را در هشت قسمت تمام کرد ولی توقیفی احتمالا بدلیل پرورش در ساختار تلویزیون، گمان کرد که در شبکه خانگی هم مانند تلویزیون وقت کافی وجود دارد برای ادامه دادن به داستان.

 

شغال در ابتدای عرضه بابت شباهت خط داستانی با سریال ترکی فاطما گل نقد شد‌. البته که برداشت از سریال ها و فیلم‌های موفق کار بدی نیست و مثلا پیمان معادی فیلمی مثل «کافه ستاره» را با برگردان فیلمی مکزیکی به نام «کافه میداق» نوشت. آنچه برداشت را محترم میکند یکی اشاره صریح به منبع برگردان است و دیگری ایرانیزه کردن اثر است.

 

سریال شغال نه فقط در خط داستانی که در فضاسازی آدمهای داستان و مثلا کنار هم قرار دادن انبوه آدمهای مشکل دار-از زن و مرد میانسال متارکه کرده و بعد جوانان گرفتار انبوه مشکلات رفتاری و حتی قوم و خویشی که دنبال سوءاستفاده از هم هستند- کاملا مثل سریالهای ترکی پیش رفت و آنچه در سریال، کم بود، ایرانی بودن آدمها بود‌. این همه آدم بد بدون بک قطب مثبت محکم و نهایتا هم وارد کردن مجید سوزوکی-اینجا آزاد سوار بر هوندا- برای انتقام به سبک و سیاق قیصر!!

 

شغال میخواست سریالی روزآمد باشد و برای همین به همه چیز پهلو زد؛ از قمار و ماجرای زمین خواری در شمال و بحث محیط زیست تا زدوبندهایی که در مناقصه های ارگانها شکل می‌گیرد و آنچه در هیچ کدام از این مصادیق نبود، تمرکز ویژه و پژوهش در یکی از موارد و ارائه تصویری تازه از همان مثلا ماجرای پشت پرده جنگل خواری ها بود؛ کاری که خسرو معصومی سالها پیش و در “رسم عاشق کشی” به زیبایی آن نشان داده.

 

شغال از نظر تولید سریال بدی نبود و انبوه بازیگر در سن های مختلف در آن به چشم میخورد و بهرنگ توفیقی اگر اندکی برای شخصیت پردازی های اثرش وقت می‌گذاشت به مراتب می توانست تاثیرگذارتر از این باشد که سریالش از نبود شخصیت واقعی و بدل شدن آدمها به تیپ و درنهایت هندی بازی در پایان بندی و انتقام قیصری رنج ببرد.

 

 

سریال “مو به مو”؛ سرشار از جزییات و مملو از ماجراهای ریز و درشت 

نمایش خانگی/پیمان مقیمی: سریال “مو به مو” ساخته پرویز شهبازی تازه ترین محصول پلتفرم شیدا سرشار از جزئیات و مملو از ماجراهای ریز و درشت و تلخ و شیرین است‌.

اولا که اقدام درست شیدا در ارائه دو قسمت ابتدایی سریال در هفته اول را باید گامی جدی در احترام به مخاطب قلمداد کرد به خصوص در شرایطی که پلتفرم های رقیب حتی سریال‌های چندفصلی را با خسّت در هفته ای یک اپیزود ارائه میدهند، شیدا عرضه سریال مو به مو را با ارائه دوقسمت استارت میزند.

ثانیا جزئی نگری، ظرافت در روایت و انتخاب فرم هماهنگ با جزییات که در ساخته های موفق شهبازی-دربند و عیار۱۴- دیده‌ایم، خوشبختانه در اینجا هم هست یعنی شهبازی فهمیده بازیگوشی و از این شاخه به آن شاخه پریدن به سبک فیلم “مالاریا” جواب نمی‌دهد و باید جزئیات و ساختار بصری را در خدمت ماجراجویی کاراکتر اصلی، تمام و کمال ارائه دهد به خصوص که اینجا ضدّقهرمان ذاتا ماجراجوست و مرض قمار هم دارد…

“مو به مو” بناست از بالا به پایین افتادن آدمی و بالعکس را مجالی کند برای نمایش هم تلخ ترین اتفاقات حول آدمیان شهرنشین و هم نمایش شیرینی های ولو موقتی که همزاد تلخی ها هستند و می‌توانند حتی قهقهه خلق کنند حین تماشای تراژدی و همین نمایش عین تلخی و شیرینی بدون کلک است، که جواب داده.

پرویز شهبازی اولین بار است که سریال می‌سازد اما چون با پلتفرمی تازه کار ولی جاه طلب مثل شیدا کار کرده که ظرافت در انتخاب متن و سپس حفظ کیفیت اجرا را از سریال آبان تا بامداد خمار نشان داده بود، معلوم است که مشاوران آگاه کنارش داشته تا بتواند سریالی خلق کند که ساده ترین اتفاقات روزمره مثل پلمب یک اداره یا درگیری های زناشویی را به طنزی تلخ بدل کنند.

سریال “مو به مو” در بازیگری اثری پرتعداد و در عین حال استاندارد است که تا توانسته از تیپ سازی پرهیز کرده و فرعی ترین آدمهای داستان را در شخصیت های شناسنامه دار در کنار یا مقابل ضدقهرمان خود وارد و خارج می‌کند.

احیای کنداکتور دوشنبه‌های شبکه خانگی با سریال «بامداد خمار»

نمایش خانگی/مجید ناصری: تا قبل از عرضه ی سریال بامداد خمار گرچه برخی سریال‌ها در روزهای وسط هفته پخش می‌شدند ولی اغلب سریالهای پرمخاطب انتهای هفته و به خصوص جمعه را برای پخش انتخاب می‌کردند.

عرضه سریال بامداد خمار از طریق شیدا در دوشنبه وسط هفته و موج استقبال از این سریال باعث شد که نه تنها سریال هزار و یک شب فیلیمو هم در دوشنبه ها پخش گردد بلکه فصل دوم وحشی فیلمنت نيز به کنداکتور دوشنبه ها افزوده گردد؛ البته فصل اول وحشی هم دوشنبه ها می‌آمد ولی رقیبی نداشت…

حالا رونق گرفتن باکس وسط هفته توسط بامداد خمار، نوید رقابتی داغ تر میان این سریال، هزار و یک شب و وحشی۲ را میدهد؛ سه سریال که گرچه دو تای آنها تاریخی هستند ولی هر کدام فضایی متفاوت از دیگری دارند.

سریال بامداد خمار یک تاریخی-اقتباسی ساخته نرگس آبيار است که حالا نشان داده در تاریخی سازی به نوعی جریان پایدار رسیده و دیگر دکوپاژ تاریخی‌سازی دستش آمده و همین است که حسابی هم سروصدا کرده.

سریال هزار و یک شب، تاریخی فانتزی است ساخته مصطفی کیایی که بیش از ریشه های ایرانی تاریخی سازی، سعی کرده ترکیبی از فانتزیهای هالیوودی را با سبک سریالهای تاریخی ترک به کار ببرد و به جای ذات شرقی داستان‌گویی بر بازی با فرم و نور و رنگ، تمرکز کرده.

سریال وحشی۲ ساخته هومن سیدی در ادامه ی تلاش‌های کارگردان برای ایرانیزه کرده فرار از زندان است که در فصل اول جواب هم داد و در فصل دوم هم شروع مساعدی داشته است…

رونق دوشنبه های شبکه خانگی در دورانی که اغلب سریالهای تلویزیونی نمی‌توانند حتی در روزهای آخرهفته، موجی در میان مخاطبان ایجاد کنند قابل تامل و البته قابل درس آموزی برای مدیران تلویزیونی است که دریابند واگذاری تولید و کارگردانی به افراد تازه‌کار، فایده ندارد و چاره ای ندارند که مجددا سریال سازی را به باتجربه ها بسپارند.

مهران مدیری بعد از پانزده سال، پایان «قهوه تلخ» را لو داد

نمایش خانگی: پانزده سال از سریال ناتمام “قهوه تلخ” میگذرد؛ سریالی به کارگردانی مهران مدیری و تهیه‌کنندگی برادران آقاگلیان که درباره شباهت های آن به رمان “ماشالله خان در باشگاه هارون الرشید”ایرج پزشکزاد -و فیلمنامه ای که محمدرضا اعلامی براساس آن نگاشته بود-نیز حرف و حدیث هایی بوده است.

عرضه سریال قهوه تلخ گرچه با اقبال بالای مخاطبان روبرو بود با این حال شش قسمت نهایی آن منتشر نشد و درباره دلایل این مساله، فراوان خبر و گزارش منتشر شده.

حالا حدود یک دهه و نیم بعد از آن ماجرا، مهران مدیری در گفتگویی با امیرحسین قیاسی بدون ذکر دلیل ناتمام ماندن سریال پایان آن را لو داده و میگوید: بنا بود در قسمت آخر با یک سفر در زمان روبرو شویم و من و مستشار-سیامک انصاری- از برج میلاد سردرآوریم!

 

سریال “وحشی۲” پرشور و حال آمد /زندان اسمی یا زندان رسمی؟؟

نمایش خانگی/مجید ناصری: فصل دوم سریال وحشی ساخته هومن سیدی از طریق فیلمنت عرضه شد و آنچه از همان دقایق ابتدایی سریال مشخص است اینکه هومن سیدی سعی کرده وقت مخاطب را نگیرد و از همین اول مخاطب را با اتفاقات تازه روبرو کند.

 

فصل دوم وحشی در زندان شروع می‌شود و از همان بدو داستان، مساله ی قرارگیری داوود اشرف در دوراهی تحمل حبس یا تن دادن به بازی هم‌سلولی مرموز-نیک/احسان امانی- ذهن را به بازی میگیرد و هومن مثل برخی سریال‌سازان یکی دو قسمت را تلف نمی‌کند تا تصمیم کبرای اشرف را نمایش دهد. اشرف در همین ابتدا به پیشنهاد نیک تن می‌دهد و آدمِ او و گنگ‌ش می‌شود تا برود بیرون…

 

این بیرون رفتن کاملا بر مدار شخصیت مردد و دوپهلو و متزلزل اشرف است، یعنی او باز هم نمی‌داند که بیرون رفتن، درست است یا نه و فقط درلحظه می‌خواهد بیرون برود که می‌رود و در این مسیر هومن هم کابوس های او را مصور میکند و هم وجهه ی دوپهلو یا یقه سفید نیک را تشریح می‌کند و هم وکیل کلاهبردار ثانویه را حلاجی می‌کند و هم رجوع به وکیل اولیه-نگار جواهریان- را به‌موقع ارائه می‌کند و فقط می‌ماند یک حفره!

 

تفاوت وکیل کلاهبردار ثانویه با وکیل اولیه فقط یک میلیارد است که در اشل دادوستدهای خلافکاران بزرگ، عددی نیست. اینکه چرا اشرف وکیل اولیه که نامردی را در حق او تمام کرده بود، به دومی ترجیح میدهد؟ اگر عشق است که او می‌گوید نامزد دارد و اشرف باید بیخیالش شود، اگر کیفیت وکالت است که این وکیل زن هم نمی‌تواند شاکی را راضی کند که کوتاه بیاید و تخفیف دهد؟ چرا اشرف چنین حماقتی می‌کند و وقتی بناست درنهایت عمله‌ی نیک گردد، چرا وکیل متبوع نیک را پس میزند؟

 

خوشبختانه فضاسازی لاتین‌گونه ی هومن را مرتضی نجفی-فیلمبردارش- به خوبی پیاده کرده و سکانس های زندان رنگ و نور قابل قبولی دارد و آن پاساژ فرعی ورود زندانی بچه‌سن و قصد سوءاستفاده‌ی یک بیمار جنسی و درنهایت اقدام به قتل همین بیمار گرچه یادآور موتیفی مشابه در سریال فرار از زندان است، اما خوب اجرا شده…

 

هومن سیدی پله پله بالا آمده و کارنامه اش در بازیگری و بعد کارگردانی به او آموخته که از هیچ چیز، کوتاه نیاید و همین است که برای فصل دوم داستان تقابل اشرف و اربابان تازه‌ای را روایت کرده که اگرچه آزادی از زندان را به او ارزانی داشته‌اند ولی او را در تله‌ای دیگر گرفتار کرده‌اند؛ تله‌ای به مراتب کثیف تر. هومن می‌خواهد به سمت قیاس زندان اسمی و زندان رسمی برود و یادمان نرود که حالا دیگر جواد عزتی از قسمت‌ اول، پرشور و بی نقض، ظاهر شده.

 

 

دو سال انتظار برای دريافت مجوز “فِلفور”/واکنش پلتفرم نماوا به بلاتکلیفی برنامه‌های رپ

نمایش خانگی: پلتفرم نماوا که حدود دوسال است می‌خواهد برنامه‌ای با حضور یک رپر معروف با عنوان “فلفور” ارائه دهد و هنوز نتوانسته مجوز دریافت کند، با انتشار بیانیه ای به محدودیت های مرتبط با موسیقی رپ واکنش نشان داده.

 

در متن بیانیه نماوا آمده: به نام خدا

به همکارانمان در پلتفرم فیلیمو بابت تولید و انتشار برنامه “گنگ” و جسارتی که در به‌ رسمیت شناختن ارزش موسیقی رپ نشان داده‌اند، تبریک میگوییم. این اقدام، گامی مهم برای هنرمندان این حوزه و مخاطبانی است که سال‌هاست منتظر دیده‌شدن رسمی این سبک از موسیقی بودند.

 

پلتفرم نماوا حدود دو سال است به دنبال دریافت مجوز مجموعه ای با حضور یک رپر معروف با عنوان “فلفور” بود و به نتیجه نرسید؛ مجموعه ای که با مرکزیت سهراب مصطفوی-سهراب ام.جِی- از رپرهای باسابقه که متاسفانه حتی موفق به دریافت استعلامات حراست ساترا هم نشد. بعد از گذشت ۲ سال هنوز هم دلیل به نتیجه نرسیدن مجوز “فل‌فور” از ساترا مشخص نیست. یک بار خواستیم به سمت تولید نهایی و عرضه برویم ولی با اتفاقاتی که برای سووشون و فیلتر نماوا رخ داد، منصرف شدیم. ضمن امیدواری برای اینکه اتفاق مشابه برای فیلیمو و “گنگ” رخ ندهد، پرسش اینجاست چرا چنین مجموعه‌‌هایی را که کاملا براساس نیاز نسل نوجوان و جوان است، نباید به صورت قانونی عرضه کرد؟

 

‎ آیا مگر نه اینکه موسیقی رپ یکی از شاخه های موسیقی است و اینکه کلا رپ را غیرقانونی بدانیم فایده‌ای دارد جز اینکه فعالان و علاقمندان این حیطه را به سمت شبکه زیرزمینی سوق دهیم؟ و اصلا مگر در همه این سال‌ها کم داشته ایم فیلم و سریالهایی حتی در خود تلویزیون که در سکانسهایی-به شوخی یا جدی- اقدام به پخش موسیقی رپ کرده اند؟ پس چرا اجازه‌ی عرضه‌ی محتواهایی مرتبط با رپ و رپرها را نمی دهد؟ امید است این نقطه‌ی آغاز، به فرصتی برای هنرمندان رپ تبدیل شود تا بتوانند بدون حاشیه و محدودیت، در چارچوب قانونی فعالیت کنند و مخاطبان نیز از محتوای مورد علاقه‌شان در بستری رسمی بهره‌مند شوند./روابط عمومی پلتفرم نماوا

آیفیلم؛ آخرین رقیب تلویزیونیِ شبکه خانگی!؟

نمایش خانگی/شهاب کاظمی: با وجود همه تلاشها و صرف همه بودجه هایی که برای تولید برنامه و سریال در تلویزیون صورت میگیرد ولی همچنان تنها شبکه آیفیلم-شبکه بازپخشی تلویزیون- است که باز و در همه فصول، مخاطب دارد و حتی کار به جایی رسیده که مدیران تلویزیون برخی از محصولات تازه‌ی خود مثل “آقای قاضی” را زودتر از حد تصور در این شبکه پخش میکنند بلکه بیشتر دیده شود.

آیفیلم را باید آخرین رقیب شبکه خانگی در تلویزیون دانست که اگر همچنان به همان پخش آرشیو سریالهای دهه های شصت تا نود-فقط تا اواسط نود- ادامه دهد و نخواهد که سریالهای آماتوری تولیدی اخیر-منهای مثلا ادامه دارهایی مثل پایتخت و نون‌خ و…- را پخش کند همچنان رقیب شبکه خانگی باقی خواهد ماند.

اینکه چرا شبکه های مختلف تلویزیون با وجود صرف هزینه مکفی نمی‌توانند به اندازه آیفیلم، ثبات موفقیت داشته باشند بیش از همه مرهون عدم نوزایی درست است؛ اینکه تولید محتوا اغلب به افرادی به عنوان کارگردان یا تهیه‌کننده سپرده میشود که کارنامه ی موفقی ندارند معلوم است که به موعود روشنی نخواهد رسید.

با سریالهای تکراری از کمدی گرفته تا ملودرام و سریالهای تیپیکال امنیتی-جاسوسی تلویزیون که دقت کنیم نوعی غیرحرفه‌ای‌گری بر شاکله آنها به چشم میخورد و در حیطه تولید برنامه هم واقعا اوضاع چندان روبراه نیست و مثلا مهمترین برنامه سینمایی تلویزیون چنان درخدمت یک جشنواره دولتی درمی‌آید و چنان جشنواره را حلول حلوا میکند که حتی برگزارکنندگان جشنواره هم این گونه خود را قبول ندارند.

اگر می‌بینیم که هرازگاه درباره تولید سریال‌هایی مثل سلمان و موسی یا جذب امثال مهران مدیری و سعید آقاخانی یا دنباله دادن به آژانس دوستی و کارآگاه علوی، مرد هزارچهره و…، صحبت میشود دقیقا به همین دلیل است که محصولات تازه‌‌تولید انتظارات برآورده نکرده‌اند.

در این اوضاع یک مسیر ساده برای بهبود تلویزیون بهره برداری از محصولات سینما و شبکه خانگی است. بر فرض که تلویزیون به خاطر مدیریت جدا، سینما را رقیب خود میپندارد اما چرا شبکه خانگی که ظاهرا تحت نظارت ساترای صداوسیما اداره می‌شود نباید به پارتنری برای تلویزیون بدل شود؟

البته که برخی از تهیه‌کنندگان باسابقه تلویزیون سعی کردند پلتفرم هایی راه بیندازند و هزینه هایی هم شد و نگرفت ولی مهمتر آن که چرا تلویزیون از محصولات حاضر و آماده پلتفرم‌های فعال مثل فیلیمو و نماوا و فیلمنت بهره نمیگیرد؟ ولو شده با قدری تعدیل، می‌توان سریال‌هایی مثل محکوم، جان سخت، سووشون و… را روی آنتن تلویزیون فرستاد؛ یا مثلا برنامه‌هایی مثل پرسونا، نیمه شب، سپنج و… را میتوان با کمی تغییر در تلویزیون پخش کرد.

تجربه ای که درباره سریال “ساخت ایران” انجام شد و نتیجه هم داد. تازه میشود سریالهای در دست تولید تلویزیون را به صورت مشارکتی با پلتفرم ها پیش برد و به سرانجامی بهتر رساند. وقتش است؛ تا دیرتر نشده، بجنبید.

 

نود ثانیه دیدنی از فصل دوم سریال “وحشی”+فیلم 

نمایش خانگی: همزمان با رونمایی از تیزر فصل دوم سریال «وحشی» شاهد نود ثانیه دیدنی از این سریال هستیم.

جواد عزتی ، نگار جواهریان ، رامین راستاد ، محمد صابری ، نوید پورفرج، نگار مقدم ، احسان امانی ، اشکان حسن‌پور ، نجوا زمانی ، امین شعرباف ، مهدی صباغی و هومن سیدی و… از جمله بازیگران سریال «وحشی» هستند.

فصل دوم سریال «وحشی» محصول فیلمنت به نویسندگی و کارگردانی هومن سیدی از دوشنبه ۲۴ آذر در شبکه خانگی است.

برای تماشای تیزر “وحشی۲” اینجا را ببینید.