نمایش خانگی/مجید ناصری: سریال “بدنام” تازهترین ملودرام حامد عنقا در دومین هفته جنگ رمضان از طریق فیلیمو به شبکه خانگی عرضه شد و جانی دوباره داد به زوال اخیر شبکه خانگی.
واقعیت اینکه بعد از افتتاحیه جذاب سریال مو به موی شیدا و شروع متفاوت سریال سووشون نماوا، مدتها بود سریالی که از همان ابتدا بتواند بحث برانگیز باشد، ندیده بودیم و اکنون “بدنام” با عنوان قبلی “جان شیفته ی یلدا” توانسته با رعایت الزامات ملودرام، مخاطب عام را به خود جلب کند.
اصلی ترین ویژگی “بدنام” همین است که بنا نبوده شق القمر کند و مثل “بی عاطفه” به همه چیز نوک بزند بلکه داستانی هزاران بار تکرار شده در پیوند رقابت های عشقی با مراودات اقتصادی را محور روایت کرده و کاملا باطمانینه اما به دقت و پرملات پیش رفته…
برخلاف رویه گیجکننده برخی سریالهای متاخر-مثل برتا- که میخواهند با کنار هم قرار دادن چند داستان مختلف، تعلیق ایجاد کنند و از نیمه به بعد قافیه از کف میدهند در سریال “بدنام” خط روایی کاملا کلاسیک و با در پیش گرفتن یک داستان واحد است. حامد عنقا مثل آقازاده و پدر و گناه فرشته، یک داستان اصلی را محور قرار داده و همان داستان را با جزئیات تعریف میکند و همین است که مخاطب ایرانی تشنهی یکی بود یکی نبود، حظ میکند.
“بدنام” در تولید جاه طلبی های خود را هم داشته و درکنار تصویرسازی قابل باور سکانس خودکشی قهرمان زن از ساختمانی بلند، چند نمای دیدنی تعقیب و گریز خودرویی هم دارد که به خوبی با ترکیب رئال و سیجیآی، خلق شدهاند؛ ترکیبی ظریف که حس طبیعی بودن را متبادر میکنند.
سریال “بدنام” بازی های روال و بقاعده ای دارد. باز هم آزمودههای درست آزموده شده و از امیر آقایی تا سینا مهراد و حسن پورشیرازی،در شمایلی ظاهر شده اند کاملا آشنا و برگ برنده بازی های را باید ستایش رجایی نیا-بازیگر نقش یلدا افروز- دانست. بازیگری که پیشتر نقش مکملهای مختلف- از علفزار تا غربت- ایفا کرده اما اینجا شخصیت سازی عنقا را به خوبی درک کرده و بی اغراق، نفوذ کرده درون شخصیت اصلی زن داستان، زنی کاملا ملموس که همین قابل لمس بودن باعث میشود در انظار، تیپ باشد ولی در “بدنام” بناست روی دیگری از این تیپ می بینیم که ما را میبرد به سمت زنانه شدن کار.
“بدنام” با ریتم محرک و پرتنش و درعین حال داستان پردازی قوی شروع شده و اگر این ریتم همچنان حفظ بماند خاطرات خوشی را برای مخاطبان رقم خواهد زد.










