خانه بلاگ

اظهارنظر متفاوت رضا کیانیان درباره‌ی ورود پولهای هنگفت به شبکه خانگی

نمایش خانگی: در سالهای اخیر و با رونق گرفتن سریال و برنامه سازی در شبکه خانگی، بسیاری از اسپانسرها و صاحبان موسسات تجاری که قبلتر به تلویزیون آگهی می‌دادند به سمت پلتفرم ها آمده اند و همین امر زمینه ساز افزایش درآمد تولیدکنندگان محتوا در شبکه خانگی شده…

رضا کیانیان با مثبت خواندن ورود سرمایه به شبکه خانگی به مجله فیلم‌امروز گفت: به نظرم-ورود پول به شبکه خانگی و افزایش دستمزدها- رویه مثبتی است و ایرادی ندارد چون طلوع صنعت را نوید میدهد و پلتفرم یاد میگیرد که با بازیگر چگونه رفتار کند.

او درباره اینکه یک پلتفرم به بازیگری پول زیاد میدهد تا چند ماه هیچ سریالی بازی «نکند» بیان داشت: بازیگری در کنار هنر بودن، یک جنس است که باید فروش رود. وقتی که صاحب سرمایه-پلتفرم- پولش را میدهد و آن را می‌خرد باید آن را بزک دوزک کند و بفروشد.

کیانیان تاکید کرد: بعضا شنیده ایم که می‌پرسند پولهایی که به بازیگران داده میشود از کجا آمده یا می‌گویند پولهایی که وارد این حرفه شده برای پولشویی است‌. خب این به من چه ربطی دارد و از کجا باید بفهمم پول از کجا آمده؟ من به عنوان بازیگر می‌گویم دمش گرم به جای اینکه پول را وارد بیزنس دیگری کند آورده در جایی سرمایه گذاری کرده که حداقل مردم را سرگرم کند.

این بازیگر خاطرنشان ساخت: برای تولید سرگرمی باید بنگاه وجود داشته باشد که مردم را سرگرم کند و بنگاه هم باید پول داشته باشد که محتوا تولید کند. مگر تلویزیون بودجه نمیگیرد؟ منتها تلویزیون که زمانی برای مردم سرگرمی ایجاد میکرد در حال از دست دادن مخاطبان است چون جهانی جدا از جهان واقعی ایجاد کرده…

مدیریت آموزشی با استفاده از ابزارهای فرهنگی

نمایش خانگی/سهیلا تیموری نیا(مدیر آموزش و پرورش): با ورود نسل زد و آلفا به محیط آموزشی، کار مدیریت و تدریس در این حوزه نسبت به گذشته به ابزارهای به روزتری نیازمند است. نسلی که برخلاف نسل های قبل دسترسی آنی به کامپیوتر، اینترنت، هوش مصنوعی و آثار هنری روز جهان دارند و می توانند مدرسان خود را به چالش بکشند و از طرفی با آموزش های قدیمی قانع نمی شوند.

در کنار استفاده از فضای کامپیوتر و نرم افزارهای آن که در نسل جدید به سمت گوشی های هوشمند رفته، همچنان استفاده از ابزارهای فرهنگی می‌تواند مقوله مهمی در مدیریت آموزشی باشد. زمانی کتاب در کنار محتوای آموزش رسمی نقش مهمی ایفا می‌کرد و از این رو مدارس در هر دوره نمایشگاه بین المللی کتاب تهران دانش آموزان را به این فستیوال فرهنگی مهم حوزه نشر گسیل می‌داشتند. امروز در کنار کاهش شدید تیراژ کتاب، نسخه پی دی اف جایگزین کاغذ شده است که البته آن هم آنچنان که باید در کشور ما جایگاه ندارد و سرانه مطالعه خارج از درس کاهش یافته است. در گذشته کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان نقش مهمی در تولید فیلم های آموزشی در سینمای ایران داشت اما متاسفانه امروز در صنعت سینما و نمایش خانگی ایران محتوای فرهنگساز و با تاثیرات مثبت بر نسل جدید که بتواند مکملی بر مدیریت آموزشی و فرهنگی گردد، کمتر دیده می شود. ابزارهای فرهنگی مانند کتاب و فیلم می تواند با فرهنگسازی مناسب و آگاه ساختن نسل جدید از مخاطرات موجود و نشان دادن راه صحیح به جای بدآموزی، کمک حال مدیریت آموزشی شود. به خصوص که امروز با افزایش ارتباطات و دسترسی آسان به محتوای موجود در بستر فضای مجازی و ماهواره، مرجعیت رسانه و محتوای تفریحی و فرهنگی از داخل به خارج از کشور منتقل شده است که در بحث تهاجم فرهنگی توانسته نسل زد و آلفا را با خود همراه سازد و کار مدیریت در محیط آموزشی با این نسل را دچار چالش کند.

در بسیاری از کشورهای جوامع غربی، محصولات و محتوای مخرب در دسترس نسل تحت آموزش قرار ندارد و بازار هدف این محصولات دیگر کشور و تاثیرگذاری بر نسل آینده این کشورهاست. در کشورهای شرقی مانند چین نیز تنها به بستن فضای تحت مدیریت غرب روی نیاورده اند بلکه در کنار ایجاد محدودیت برای ابزارهای مخرب آموزشی مانند فضای مجازی، اپلیکیشن های پرطرفدار وطنی خود را در اختیار کاربران قرار داده اند. یا در کنار مقابله با محصولات هالیوودی، تولیدات و بازار سینما و تلویزیون خود را به نحو چشمگیری گسترش داده اند. موضوعی که خلا آن در کشور ما دیده می‌شود، و در کنار عدم مدیریت صحیح امواج مخرب، امکان وطنی مناسبی نیز دیده نمی شود تا باری از دوش بخش آموزش بردارد.

اهمیت تحصیل و انتخاب صحیح رشته و تخصص مقوله مهمی است که نسل زد و آلفا نسبت به آن بی تفاوت شده اند و کمتر علاقه ای در آنها نسبت به ادامه تحصیل دیده می‌شود که تنها بخشی از آن به شرایط اقتصادی بازمیگردد و بیشتر آن محصول مدیریت غلط آموزشی و فقدان ابزارهای فرهنگی و رسانه ای در جهاد تبیین است. نمی‌توان تمام بار را بر دوش مدیریت آموزشی گذاشت و از سایر بخش‌های در فرهنگسازی و کمک به مدیریت آموزشی مطالبه نکرد.

در کنار لزوم استفاده از ابزارهای نوین در مراکز آموزشی و تحصیلی، نیاز به مکمل هایی در بخش فرهنگی است که همکاری و سیاست گذاری صحیح در تولید محصولات فرهنگی آموزشی برای نسل جدید توسط ارگان هایی مانند سازمان صداوسیما، ساترا، سازمان سینمایی و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را می طلبد.

 

سریال «گل سنگ» و شائبه های زنده بودن مهتاب کرامتی؟

نمایش خانگی/پیمان مقیمی: سریال گل‌سنگ خیلی خوب شروع شد و خیلی خوب به نقطه عطف اول رسید و در این شروع بیش از همه حضور مهتاب کرامتی جاافتاده و حسّی نقش داشته است.

مهتاب کرامتی با کوله باری از تجربه به جایی رسیده که توانسته موتور محرک سریالی باشد که نه داستان نویی دارد و نه اجرای تازه ای.  ابتدای سریال که یادآور فروشنده اصغر فرهادی-که آن هم خودش یادآور حقایق درباره لیلا دختر ادریس بهرام بیضایی- است و نقطه عطف اول یک قتل فیلمفارسی‌وار است و بعدش هم انگار بناست چیزی در مایه های زن و بچه‌ی سعید روستایی باشد…؟

ابراهیم ایرجزاد در کارگردانی همچنان سعی در پیروی از متد کلاسیک دارد و برای همین قاب هایی دلنشین با رنگ و نور دلپذیر را کنار هم قرار داده؛ همان کاری که در تابستان داغ انجام داده بود و هرچقدر هم که داستانش تلخ و تنش‌زا باشد باز از وسواس در روایت یکدست و زیبا کم نمیشود. فقط ایراد اصلی همان است که مهتاب خیلی زود از داستان حذف میشود و در ادامه بناست عواقب این حذف-به شیوه همسرکشی- را ببینیم…

سریال “گل سنگ” که در ابتدا “هایده” و بعد “محبوبه”-همنام کاراکتر مهتاب- نام گرفت، می‌توانست مهتاب کرامتی را حفظ و به‌جایش بحران را با حذفی دیگر رقم بزند و حالا با حذف مهتاب، میخواهد با پناه بردن به فلاش بک‌ها، این بازیگر را وارد کار کند که چندان ثمربخش نیست.

آن تکه‌های پیرزن آلزایمر ی یا برادر عقب‌مانده‌ی ذهنی یا عشق پسرک بنگاه دار به دخترک اسکوتر سوار و لات بازی جوان سرباز و… هیچ کدام تکیه گاه های قابل اعتمادی برای سریالی نیستند که خیلی محرک و سریع شروع شد. ماجرای قصاص و درگیری دختر و پسر بر سر قصاص پدر-با حضور مهدی حسینی نیا که اخیرا بیش از حد در سریالها دیده میشود- هم چنگی به دل نمی‌زند.

“گل سنگ” که از طریق پلتفرم شیدا عرضه شده نوید یک سریال زنانه پرهیجان را میداد و با نقش‌آفرینی مهتاب کرامتی خیلی خوب هم‌ شروع کرد اما به هر حال حذف این بازیگر زن، سریال را در مسیری انداخته که واقعا آن شور و حال ابتدایی را ندارد… مگر آن که ایرجزاد قصد کرده رکبی اساسی به مخاطب بزند و با یک پیچ داستانی هندی‌طور، مهتاب را زنده کرده و داستان را جور دیگر پیش ببرد؟؟

نماوا و تحلیلِ تمدن ایران در برنامه‌ی «سر دلبران»

نمایش خانگی: برنامه گفتگومحور «سر دلبران» ساخته‌ی آرمین قاسم زاده در برنامه پخش نماوا قرار گرفت.
برنامه «سر دلبران» با اجرای جمال هادیان و حضور برخی از چهره های مطرح حوزه هنر، ادبیات و فرهنگ ایران و جهان، از فرهنگ غنی و اصیل ایران سخن می‌گوید.
«خوشتر آن باشد که سر دلبران، گفته آید در حدیث دیگران…»؛ اساس طراحی این تاک‌شو بوده است که در آن مهمانانی در حیطه های مختلف فرهنگ و هنر حضور دارند؛ مهمانانی نظیر نظام الدین زاهدی، صادق میری، نصیر حیدریان، منوچهر شاهسواری، حجابی کرلانگیچ و…
نماوا که در هفته های اخیر سریالهای جنایی «هفت» و کودک «ماه لالا» و مسابقه استعدادیابی «چهره شو» را در کنداکتور داشته، با «سر دلبران» به دنبال واکاوی ریشه های هنر، اندیشه، معماری و تمدن ایران است؛ تمدنی همچنان الهام‌بخش و ماندگار.
برنامه «سر دلبران» به تهیه‌کنندگی سعید صفرپور هر هفته سه شنبه در نماوا ارائه میگردد.

سریال “هزارتو”؛ گاندوی کم‌جان 

نمایش خانگی/مجید ناصری: سریال امنیتی “هزارتو” ساخته علی هاشمی از طریق پلتفرم شیدا و همزمان با جنگ رمضان عرضه شده و شاید تنها عنصری که در ابتدا مخاطب را به سمت سریال می‌برد همین عرضه در چنین زمانی است.

به هر حال سریالی که می‌خواهد تم جاسوسی و امنیتی داشته باشد و همزمان با جنگ علیه ایران عرضه میگردد، این شانس را دارد که مخاطب را کنجکاو کند سریالی ضدصهیونیستی را ببیند.

“هزارتو” که حتی در نام هم ارژینال نیست و یادآور فیلمی از امیرحسین ترابی است در مضمون همان راهی را می‌رود که بسیار پیش از این سریال گاندو به بهترین شکل رفته بود. اگر گاندو سازان به پرونده های واقعی و البته دراماتیک دسترسی داشتند و اگر بر روی انتخاب بازیگر و جنس اجرا قدری وسواس به خرج دادند، در هزارتو همه چیز فقط براساس شبه‌گاندو پیش می‌رود یعنی همان الگوی رییس-مرئوسی و نفوذ زنانه و…، به کلیشه ترین و روترین شکل انجام شده.

داستان هیچ پیچ و خمی ندارد و برخلاف نام سریال هیچ هزارتویی در کار نیست و همه آدمها و شکل روابط همان طوری است که انتظار داریم و اینکه کارگردان بر گریم بازیگران زن خارجی تمرکز کرده و مرتب از آنها نمای بسته می‌گیرد هم مشکل را حل نمی‌کند.

بعد از سروصدا ی گاندو در خود تلویزیون چندین سریال با همان الگو تولید شد که هیچ کدام به اندازه گاندو دیده نشد و سریال هزارتو هم از جمله گمشدگان این روزهای هنرهای نمایشی است چون نه خواص و نه عوام چندان از آن استقبال نکرده اند. سریال امنیتی، سوژه ی درجه یک میخواهد و اجرای حرفه‌ای و متاسفانه هزارتو، در هر دو لنگ می‌زند.

 

سریال “بی عاطفه”؛ شاخ و برگ را کم کنید   

نمایش خانگی/مجید ناصری: سریال “بی عاطفه” تازه ترین سریال کمال تبریزی است که از طریق فیلمنت عرضه شده.

سریال بی عاطفه در نگاه اول سریالی است قابل پیگیری و تکلیف‌روشن که می‌توان بی دغدغه آن را تماشا کرد و داستانش را دنبال کرد اما هرگاه یکی از ماجراهای سریال می‌رود که گرم شود، ناگاه شخصیت یا داستان تازه ای رو میشود -آن هم اغلب با فلاش بک- که باعث میشود مخاطب مرتب به جای تماشای سریال به فکر بیفتد درباره خط و ربط گذشته و حال آدمها.

اگر فلاش بک ها با حضور همان بازیگران اصلی صورت می‌گرفت-و حالا با قدری گریم- درک ماجراها راحت‌تر می‌شد اما کمال تبریزی ترجیح داده به جای رضا کیانیان و فرید سجادی حسینی، افراد ناآشنایی را در سکانس های جوانی این دو قرار دهد که گاه پیگیری اصل داستان را دچار ابهام می‌کند.

از این گذشته سریال “بی عاطفه” بیخود می‌خواهد به هر چیزی سرک‌بکشد؛ از موتورسواری زنان تا مسابقات بوکس زیرزمینی تا ارتباطات کافه‌ای و….

وصله هایی که واقعا به داستان هندی سریال-تعارض عشق جوانان با خواسته‌ی والدین-نمیخورد. اینکه همان شکل گیری عشق میان دو جوان که سالهاست والدین آنها ارتباط نزدیک ندارند هم با حداقل چفت و بست منطقی صورت گرفته، یکی دیگر از اصطکاک‌زاهای سریال است.

“بی عاطفه” در گریم هم اغراق دارد، هم گریم کیانیان و هم گریم نادر فلاح بیرون میزند، در بازی ها هم بازیگران بیشتر خودشان هستند تا شخصیت. مثلا به‌آفرید غفاریان در حال تکرار تیپ سوفی-فیلم سوفی و دیوانه- به عنوان یک دختر پرروی امروزی است و حامد بهداد همان تیپ آرامش قبل از طوفان را که استاد ش است، ادامه می‌دهد. رویا جاویدنیا همچنان زن امروزی مرفه و فرید سجادی حسینی همچنان پیرمرد به انتها رسیده‌ی مستاصل، مرجانه گلچین همان زن پا به سن گذاشته خاله زنک مثل بامداد خمار و… این هم شیوه ای است برای سریال سازی که آدمها را در شمایل آشنا به خدمت بگیریم ولی دیگر نباید رمز و راز بیهوده به داستان بپیچیم و از آن بدتر شاخ و برگ اضافی باز کنیم.

“بی عاطفه” اگر از شاخ و برگ ها کم کند و همان داستان اولیه را پیش ببرد به مراتب مخاطب پسند تر خواهد شد.

 

رقابت مهمتر است یا تفریح؟ /رئالیتی «چهره شو» رسید

نمایش خانگی: مجموعه‌ی «چهره شو» از طریق پلتفرم نماوا در شبکه خانگی عرضه شد.

این مجموعه‌ی رقابتی-تفریحی را مهدی مظلومی به تهیه‌کنندگی موسسه رسام ایده پردازان خلاق-به مدیریت برادران یاری- تولید کرده است.

«چهره شو» با اجرا و گردانندگی میرطاهر مظلومی ساخته شده و سوسن پرور در این مجموعه به عنوان راهنما و داور حضور دارد.

در این مجموعه، دوازده شرکت‌کننده در رقابتی مهیج و سرگرم‌کننده، استعداد خود را در زمینه بازیگری محک میزنند و در عین ایجاد لحظات طنازانه‌ی شیرین، داده‌های خود در زمینه بازیگری را ارتقا میدهند.

مهدی مظلومی کارگردان «چهره شو» سابقه ساخت سریالهای خاطره‌ساز کمربندها را ببندیم، بدون شرح، روزگار خوش حبیب آقا و… را در کارنامه دارد. موسسه رسام ایده‌پردازان خلاق -به مدیریت مهدی و صادق یاری-تهیه‌کننده «چهره شو» است. برادران یاری پیش از این سابقه تولید یا عرضه سریالهای مختلفی را داشته اند مثل گلشیفته، کرگدن، سیاوش، غربت، دیو و ماه پیشونی و…

«چهره شو» در ۱۸ قسمت عرضه میگردد؛ شامل چهار فصل چهار قسمتی به اضافه دو قسمتِ فینال.

رئالیتی «چهره شو» یکشنبه‌ها و پنجشنبه‌ها رأس ۲۰ در نماوا ارائه میشود.

 

عیدی نماوا برای نوروز جنگی

نمایش خانگی: پلتفرم نماوا به پیشواز عید نوروز باستانی، یک عیدی ناقابل برای مخاطبان تدارک دیده.

از ۱۲ شب ۲۹ اسفند تا پایان ۱۴ فروردین، بیش از ۸۰ درصد از محتواهای پلتفرم نماوا شامل سریال‌های ایرانی و فیلم‌ها و سریال‌های خارجی کاملا رایگان است. به این ترتیب تمامی مخاطبان نماوا میتوانند بدون خرید اشتراک از این بسته محتوایی سرگرم کننده استفاده کنند‌.

در این بسته محتوایی رایگان هم محصولات کودک و نوجوان است و ازجمله انیمیشن های سرگرم کننده و هم آثاری در ژانرهای مختلف از کمدی تا اکشن و جنایی و ملودرام و وحشت و…؛ بخشی از تازه ترین آثار تولیدشده سینمای جهان با دوبله‌های حرفه‌ای و شماری از آثار برگزیده در جشنواره های مطرح نیز در این بسته وجود دارد.

پلتفرم نماوا این روزهای سریال‌های جنایی “هفت” و کودک “ماه لالا” را در حال پخش دارد و به زودی نیز سریال‌های اقتباسی “سووشون۲” و ماورایی “ازازیل۲” را ارائه خواهد کرد.

سریال “بدنام” پرملات رسید 

نمایش خانگی/مجید ناصری: سریال “بدنام” تازه‌ترین ملودرام حامد عنقا در دومین هفته جنگ رمضان از طریق فیلیمو به شبکه خانگی عرضه شد و جانی دوباره داد به زوال اخیر شبکه خانگی.

واقعیت اینکه بعد از افتتاحیه جذاب سریال مو به موی شیدا و شروع متفاوت سریال سووشون نماوا، مدتها بود سریالی که از همان ابتدا بتواند بحث برانگیز باشد، ندیده بودیم و اکنون “بدنام” با عنوان قبلی “جان شیفته ی یلدا” توانسته با رعایت الزامات ملودرام، مخاطب عام را به خود جلب کند.

اصلی ترین ویژگی “بدنام” همین است که بنا نبوده شق القمر کند و مثل “بی عاطفه” به همه چیز نوک بزند بلکه داستانی هزاران بار تکرار شده در پیوند رقابت های عشقی با مراودات اقتصادی را محور روایت کرده و کاملا باطمانینه اما به دقت و پرملات پیش رفته…

برخلاف رویه گیج‌کننده برخی سریالهای متاخر-مثل برتا- که می‌خواهند با کنار هم قرار دادن چند داستان مختلف، تعلیق ایجاد کنند و از نیمه به بعد قافیه از کف می‌دهند در سریال “بدنام” خط روایی کاملا کلاسیک و با در پیش گرفتن یک داستان واحد است. حامد عنقا مثل آقازاده و پدر و گناه فرشته، یک داستان اصلی را محور قرار داده و همان داستان را با جزئیات تعریف می‌کند و همین است که مخاطب ایرانی تشنه‌ی یکی بود یکی نبود، حظ می‌کند.

“بدنام” در تولید جاه طلبی های خود را هم داشته و درکنار تصویرسازی قابل باور سکانس خودکشی قهرمان زن از ساختمانی بلند، چند نمای دیدنی تعقیب و گریز خودرویی هم دارد که به خوبی با ترکیب رئال و سی‌جی‌آی، خلق شده‌اند؛ ترکیبی ظریف که حس طبیعی بودن را متبادر میکنند‌.

سریال “بدنام” بازی های روال و بقاعده ای دارد. باز هم آزموده‌های درست آزموده شده و از امیر آقایی تا سینا مهراد و حسن پورشیرازی،در شمایلی ظاهر شده اند کاملا آشنا و برگ برنده بازی های را باید ستایش رجایی نیا-بازیگر نقش یلدا افروز- دانست. بازیگری که پیشتر نقش مکمل‌های مختلف- از علفزار تا غربت- ایفا کرده اما اینجا شخصیت سازی عنقا را به خوبی درک کرده و بی اغراق، نفوذ کرده درون شخصیت اصلی  زن داستان، زنی کاملا ملموس که همین قابل لمس بودن باعث می‌شود در انظار، تیپ باشد ولی در “بدنام” بناست روی دیگری از این تیپ می بینیم که ما را می‌برد به سمت زنانه شدن کار.

“بدنام” با ریتم‌ محرک و پرتنش و درعین حال داستان پردازی قوی شروع شده و اگر این ریتم همچنان حفظ بماند خاطرات خوشی را برای مخاطبان رقم خواهد زد.

فصل تازه‌ی سریال «هفت» در کنداکتور نماوا 

نمایش خانگی: پلتفرم نماوا در راستای ایفای نقش مسئولیت اجتماعی خود در شرایط سخت کشور و پاسخ به تقاضای مخاطبان، فصل تازه سریال «هفت» را در دستور پخش قرار داد.

فصل اول سریال «هفت» ساخته کیارش اسدی‌زاده، حدود دو سال قبل از طریق تماشاخانه عرضه شد و اکنون فصل تازه‌‌ی سریال در کنداکتور نماوا قرار دارد. در این فاصله دوساله، بسیاری از مخاطبان خواستار ارائه فصل دوم سریال بودند؛ پلتفرم نماوا در تعامل با صاحبان اثر، با عرضه فصل دوم‌ سریال، پاسخی داده به تقاضای مخاطبان.

این سریال داستان گروه جوانی به نام «هفت» را روایت می کند که یک اغذیه فروشی سیار دارند و با ورود به یک مهمانی بزرگ و قتل یکی از اعضای گروه به دست مافیای مواد مخدر، تصمیم به انتقام میگیرند و در این مسیر دچار بحرانی جدی می شوند.

رضا کیانیان، مهدی هاشمی، نیکی کریمی، علی مصفا، امیر جعفری، هانیه توسلی، پانته آ بهرام، بابک حمیدیان، نازنین بیاتی، مینا ساداتی، محمد امین، حدیث میرامینی، مصطفی قدیری، مهدی ساکی، نوال شریفی، میسا مولوی، مه لقا باقری، فرزاد حسنی و… از جمله بازیگران سریال «هفت» هستند.

سریال «هفت» یک اکشن-اجتماعی-جنایی پربازیگر است که تم معمایی و تعقیب و گریزهای آن میتواند مورد توجه مخاطبان نوجوان و جوان قرار گیرد؛ به خصوص که در سال‌های اخیر توجهات به سمت آثار اجتماعی آسیب شناسانه بیشتر هم شده است. قرارگیری «هفت» در کنداکتور پخش نماوا میتواند اسباب جلب نظر علاقمندان آثار اکشن-جنایی باشد.