نمایش خانگی/مجید ناصری: سریال امنیتی “هزارتو” ساخته علی هاشمی از طریق پلتفرم شیدا و همزمان با جنگ رمضان عرضه شده و شاید تنها عنصری که در ابتدا مخاطب را به سمت سریال میبرد همین عرضه در چنین زمانی است.
به هر حال سریالی که میخواهد تم جاسوسی و امنیتی داشته باشد و همزمان با جنگ علیه ایران عرضه میگردد، این شانس را دارد که مخاطب را کنجکاو کند سریالی ضدصهیونیستی را ببیند.
“هزارتو” که حتی در نام هم ارژینال نیست و یادآور فیلمی از امیرحسین ترابی است در مضمون همان راهی را میرود که بسیار پیش از این سریال گاندو به بهترین شکل رفته بود. اگر گاندو سازان به پرونده های واقعی و البته دراماتیک دسترسی داشتند و اگر بر روی انتخاب بازیگر و جنس اجرا قدری وسواس به خرج دادند، در هزارتو همه چیز فقط براساس شبهگاندو پیش میرود یعنی همان الگوی رییس-مرئوسی و نفوذ زنانه و…، به کلیشه ترین و روترین شکل انجام شده.
داستان هیچ پیچ و خمی ندارد و برخلاف نام سریال هیچ هزارتویی در کار نیست و همه آدمها و شکل روابط همان طوری است که انتظار داریم و اینکه کارگردان بر گریم بازیگران زن خارجی تمرکز کرده و مرتب از آنها نمای بسته میگیرد هم مشکل را حل نمیکند.
بعد از سروصدا ی گاندو در خود تلویزیون چندین سریال با همان الگو تولید شد که هیچ کدام به اندازه گاندو دیده نشد و سریال هزارتو هم از جمله گمشدگان این روزهای هنرهای نمایشی است چون نه خواص و نه عوام چندان از آن استقبال نکرده اند. سریال امنیتی، سوژه ی درجه یک میخواهد و اجرای حرفهای و متاسفانه هزارتو، در هر دو لنگ میزند.











